شرکت نرم افزاری بهپردازان اخبار


بازگشت





تاریخ درج 1397/12/28
با حضور در خبرگزاري فارس؛ علي نژاد:هم طبابت مي‌کردم، هم خبرنگاري/ وارد يک جنگ اقتصادي شده‌ايم
 رئيس فدراسيون ووشو با حضور در خبرگزاري فارس گفت: سال 80 که تحصيلاتم به پايان رسيد، طبابت مي‌کردم و در کنار آن خبرنگار هم بودم و کار رسانه‌اي انجام مي‌دادم.


به گزارش خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، رئيس فدراسيون ووشو، يا بهتر است بگوييم طبيب فدراسيون ووشو، چون هم علاقه شديدي به ورزش‌هاي رزمي دارد و هم اينکه واقعا طبيب است و دستي بر آتش در عرصه پزشکي دارد، جالب تر اينکه او سال‌ها در عرصه رسانه فعاليت کرده، اصلا بهتر است بگوييم مسير زندگي او به خاطر فعاليت در عرصه رسانه تغيير کرده است، شايد اگر پيشنهاد پدرش  براي ورود به عرصه رسانه نبود او نيز مثل ديگر پزشکان حالا در گوشه‌اي از کلان شهر تهران مطبي را براي خود دست و پا کرده بود و به طبابت مشغول بود، صحبت از مهدي علي نژاد است، رئيس جوان و موفق فدراسيون ووشو، رئيسي که قبل از جلوس بر صندلي رياست فدراسيون ووشو سال‌ها در عرصه رسانه فعاليت کرده است. او هم پزشک است، هم خبرنگار ورزش‌هاي رزمي و هم اينکه رئيس فدراسيون ووشو، به بهانه موفقيت ووشو در سال 97 به گفت‌وگو با رئيس جوان فدراسيون ووشو پرداختيم.

در ادامه شما را براي خواندن گفت‌وگو‌ي ما با مهدي علي نژاد رئيس فدراسيون ووشو دعوت مي‌کنيم:

*فارس: امسال، سال بسيار خوبي براي ووشوي ايران بود. نظر شما در مورد عملکرد فدراسيون ووشو در سال 97 چيست؟

اولا چون اين مصاحبه يک گفت‌وگوي پايان سال است، من هم به نوبه خود به مردم ايران و اصحاب رسانه سال نو را تبريک مي‌گويم. براي همه مردم ايران آرزوي بهروزي و توفيق را دارم. امسال اين ايام با اعياد رجب همراه شده و در واقع 29 اسفندماه ميلاد حضرت اميرالمومنين است و تقارن مبارکي است و انشاالله که هميشه ايام به کام باشد. در واقع سلامتي باشد براي همه مردم ايران.

در مورد فدراسيون ووشو و عملکرد فدراسيون در سال 97 بايد اين طور بگويم که سال جاري که رو به پايان است، موفق‌ترين سال تاريخ ووشوي ايران بود، به اين دليل که ما به اهدافي دست پيدا کرديم که تا به امروز همه اين اتفاقات در يک سال براي ووشو ايران رخ نداده بود. يا بعضا اصلا اتفاق نيفتاده بود. دو رويداد بين‌المللي را در ايران برگزار کرديم، مسابقات بين‌المللي جام پارس را داشتيم که تيرماه در گرگان برگزار شد و مسابقات جام صلح و دوستي را که اخيرا در زاهدان برگزار شد. مسابقات جوانان جهان را که در همه رده‌هاي سني در برزيل برگزار شد و ما توانستيم براي اولين بار عنوان قهرماني را کسب کنيم. موضوعي که خيلي دور از دسترس به نظر مي‌رسيد و اينکه در دو بخش ساندا و تالو ما مجموع بتوانيم قهرمان شويم، خيلي دور از دسترس به نظر مي‌رسيد اما اين اتفاق رخ داد.

*فارس: پس از آن هم نتايج خوب ووشو در بازي‌هاي آسيايي بود؟

بله، در بازي‌هاي آسيايي ما توانستيم 6 مدال را کسب کنيم، دو مدال طلا، 4 مدال نقره و در واقع ما دومين تيم کاروان ايران از لحاظ مدال‌آوري بوديم که تا به امروز در تاريخ بازي‌هاي آسيايي براي ووشو يک چنين چيزي سابقه نداشته است. اولين مدال نقره تالو را در اين بازي‌ها کسب کرديم که زهرا کياني اين مدال را کسب کرد و بسيار در واقع نتايج خوبي بود. من از سال 2004 در رويدادهاي ووشو حضور داشته‌ام و در اکثر قريب به اتفاق مسابقات حضور داشتم. البته نتايج گذشته نيز با شرايط فعلي قابل مقايسه نيست، چون اوايل کار بوده است. قطعا سخت‌ترين رويدادي بود که ووشوي ايران تا به حال شرکت کرده بود. بازي‌هاي آسيايي جاکارتا است، به اين دليل که ما به واسطه آن که سال گذشته قهرماني جهان را کسب کرديم، چيني‌ها به جد آمده بودند که نگذارند اتفاقات ويژه‌اي براي ايران در بازي‌هاي آسيايي رخ دهد و تمام تمهيدات لازم را براي اين کار در نظر گرفته بودند.

مي‌دانيد که  ظرفيت‌هاي ما از وزن 70 کيلوگرم به بالا است که در مسابقات جهاني و آسيايي مدال کسب مي‌کنيم، اينجا در اين مسابقات از وزن 70 کيلوگرم به پايين بود و دو وزن هم در خانم‌ها بسيار دشوار بود و خدا را شکر نتيجه بسيار خوب و تاريخي بود که به دست آمد. بعد از آن ما در جام جهاني براي اولين بار توانستيم قهرمان جام جهاني شويم اين هم اتفاق بسيار مبارکي بود که در کشور چين رخ داد. يعني اين خيلي مهم است که در کشوري که صاحب اين رشته است و در تمامي ادوار گذشته قهرماني جام جهاني بوده حالا اين بار ايران قهرمان شد. اين به گونه‌اي بود که رئيس جهاني فدراسيون ووشو در پپام سال نوي ميلادي به صورت ويژه به پيروزي ايران اشاره کرده است. در عين حال انتخابات آسيا را داشتيم که من براي سومين بار نائب رئيس فدراسيون آسيا شدم. غير از آن توانستيم براي اولين بار سه کرسي هم به غير از جايگاه خودم در آسيا داشته باشيم.

*فارس: به کرسي هاي آسيايي هم اشاره مي‌کنيد؟

اولي رئيس کميته پزشکي که لشکري مسئوليت آن را بر عهده دارد، نائب رئيس کميته فني عليرغم اينکه پورغلامي در واقع خودشان را بازنشسته کردند و با توجه به اينکه شيرازي سبقه‌اي در کميته فني آسيا نداشت توانستيم نائب رئيسي را کسب کنيم، البته طبيعي تر اين بود که آن اعضايي که سال‌ها در اين کميته بودند، آنجا توقع داشتند آنها اين ارتقا را به دست آورند، اما ما اين کار را انجام داديم و واقعا کار سختي بود که يک نفر بدون عقبه توانست اين کرسي را از آن خود کند. ضمن اينکه صديقي هم به عنوان نائب رئيسي کميته بازاريابي و توسعه ووشوي آسيا انتخاب شد.

اهميت داستان را به شما بگويم کسي که شده رئيس کميته آسيا براي اينکه رياست اين کميته را به دست آورد، حاضر شد که به مدت 4 سال، سالي 150 هزار دلار پول بدهد؛ يعني 600 هزار دلار براي 4 سال پول داد و اين اتفاق افتاد، اما ما از اين کارها نکرديم. به هر حال در کنار آن ما مسابقات قهرماني کشور و ليگ‌هاي خوبي را برگزار کرديم. ما براي اولين بار يک ليگ چند قطبي داشتيم که رقابت‌ها تا لحظه آخر معلوم نبود که واقعا چه اتفاقي رخ مي‌دهد. اين موضوع در بخش دختران و پسران صدق مي‌کند. حتي در بخش دختران بازي فينال تساوي شد و مجبور شدند قرعه‌کشي کنند و بازي‌هاي مجددي را برگزار کنند که تيم سپاهان اول شد و قهرماني چند ساله دانشگاه آزاد را به پايان رساند. در پسران هم تيم پاس ناجا قهرماني چندين ساله پارس جنوبي را به پايان رساند. لازم است به همه تيم‌هاي باشگاهي به ويژه اين سه و چهار تيمي که در همه ليگ‌هاي جوانان، دسته يک و ليگ برتر قهرماني را به دست آوردند تشکر کنم. واقعا حضور آنها خوب بود. من ليگ امسال را ليگ خوبي مي‌دانم.

*فارس: در واقع منظور شما اين است که در ووشو پشتوانه سازي خوبي انجام شده است؟

خوشبختانه نيروهاي جوان خيلي خوبي به تيم‌هاي ما اضافه مي‌شوند. ما دست‌مان خيلي پر است. واقعيت اين است که من در بخش ساندا اين موضوع را مي‌گويم. ما دستمان خيلي پر است، من در بخش ساندا اين را مي‌گويم. سال 2017 سه تيم را همزمان در يک سال به سه رويداد مجزا اعزام کرديم که هر سه تيم بهترين نتيجه را کسب کردند. کشورهاي اسلامي، يونيورسياد و مسابقات جهاني بود، اما الان من مي‌گويم 5 تيم را به مسابقات اعزام کنيم، مي‌دانم که هر پنج تيم مي‌توانند بهترين نتيجه را کسب کند. اين خيلي اتفاق خوبي است، چون ما گل خانه‌اي کار نکرده‌ايم و يک کار استعداديابي خوب و ويژه ‌اي را نزديک به 9 سال است انجام داديم و نتايج آن را هم امروز مي‌بينيم. ووشو علي رغم همه مشکلات مالي که اين روزها گريبان گير کشور شده کارنامه موفقي را تا پايان سال 97 داشته است.

*فارس: در واقع از کارنامه خود در سال 97 راضي بوديد؟

قطعا راضي بوديم، نه اينکه ما راضي بوديم، بهترين نتيجه تاريخ ووشوي ايران بدست آمد.

*فارس: در مجمع به عملکرد ووشو از نمره بيست چند ميدهيد؟

19 /5 انصافا، امسال واقعا سال خوبي بوده است

*فارس: آيا با نتايج خوبي که براي ووشو در سال جاري رخ داد، نگران نقشه کشيدن چيني‌ها براي پس گرفتن قهرماني‌هاي ايران در رويداد‌هاي آينده نيستيد؟

بدست آوردن اين توفيقات و جايگاهي که بدست آمده خيلي موفقيت بزرگي است. پس ما بايد لذت ببريم و خوشحال باشيم، اما لزوما قابل تکرار نيست، اصولا در هر موفقيت ورزشي که رخ مي‌دهد، شما يک دور اين قله را فتح کرده‌ايد و بايد از آن اتفاق لذت ببريد و بدانيد که اين توان را داريد، اما ممکن است دور بعد اين اتفاق رخ ندهد. اصلا قاعده ورزش همين است، چون اگر قرار باشد يک کسي هميشه قهرمان باشد خوب پس ديگران بايد چه کار کنند؟ طبيعي است که ابر قدرت اين رشته چين است. به خصوص در مسابقات جهاني که قرار است در کشور چين برگزار شود، تمام تلاش‌شان را مي‌کنند که چيني‌ها خودشان اول شوند. اين بديهي است و ممکن است اين عنوان قهرماني براي ما ديگر تکرار نشود، اما مهم اين است که ما سقوط نکنيم. يعني اينکه ما خودمان را روي سکو نگه داريم. حالا اگر اول نمي‌شويم، دوم شويم. يا اينکه سوم شويم. مثلا مي‌گويم جام جهاني فوتبال در همين 4 دهه اخير را نگاه کنيد، تيمي که دوره قبل قهرمان شده را ببينيد، دوره بعد چه اتفاقي براي آن تيم رخ داده است؟! آيا توانسته دوباره قهرماني را تکرار کند؟‌ چيزي که ما به ياد داريم در اين 4 دهه اخير اين اتفاق رخ نداده و حتي بعضي از آنها در دور مقدماتي در دوره‌هاي بعدي حذف شدند. اين به اين معنا نيست که آنها نابود شدند و يا اينکه افت داشته‌اند، نه. اگر فوتبال آلمان، سال 2014 قهرمان جام جهاني مي‌شود و سال 2018 در مرحله گروهي حذف مي‌شود؛ اين به اين معني نيست که يک فاجعه‌اي در فوتبال آنها رخ داده است. اين طور نيست چون زيرساخت‌هاي فوتبال در آلمان قوي است. حالا ما هم زيرساخت‌هاي ووشوي کشورمان بسيار قوي است. حداقل در بخش ساندا اين طور است؛ تالو نه، اما ما در بخش ساندا چه دختران چه پسران خيلي قوي هستيم. ممکن است يک مقدار نوسان داشته باشيم که اين طبيعت رقابت است. ببينيد در همين بازي‌هاي آسيايي، عرفان آهنگريان راند يک را به چيني‌ها واگذار کرد آن هم با يک اختلاف امتياز، اما راند دو بازي با نتيجه تساوي به پايان رسيد. اين هم به واسطه وزن کمتر عرفان بود. در راند سه البته با فاصله 4-5 امتياز چيني‌ها را برد.

خيلي رقابت نزديکي بود مي‌توانست طلاي عرفان به نقره تبديل شود و يا بر عکس براي حريف چيني مدال نقره به طلا تبديل شود. در نتيجه رقابت، رقابت سختي است. ما بايد بدانيم رقابت سختي را خواهيم داشت؛ مضاف بر اينکه کشورهاي ديگر همه  در حال تلاش هستند. همه کشورها کار مي‌کنند. 154 کشور عضو فدراسيون جهاني هستند. نزديک به 80 تا 85 کشور در مسابقات جهاني حضور پيدا مي‌کنند. همه آنها مي‌آيند که مدال کسب کنند. هيچ کسي براي باختن نمي‌آيد. هيچ کسي نمي‌آيد زنگ تفريح کشور ديگري باشد، اما خب سهم ما بسيار زياد است و خيلي ابر قدرتيم. يک نکته‌اي که وجود دارد، اين است که برخي مواقع پس از تداوم موفقيت، مي‌گوييم که اينکه کاري ندارد ،هميشه همينطور بوده است؛ اما من بايد بگويم نه هميشه اينطور نبوده است.

*فارس: اگر ممکن است بيشتر در مورد اين موضوع توضيح دهيد.

سال 2005 که قبل از مديريت بنده بوده ما هشتم شديم و دو مدال طلا توانستيم در دنيا کسب کنيم. اصلا ووشوي سال 2005 با ووشوي سال 2017 قابل قياس نيست. تعداد کشورهاي آن دوران 35 کشور بوده و ما هشتم شديم، اما سال 2017 هشتاد کشور حضور پيدا کرده بودند و ما عنوان قهرماني را کسب کرده بوديم. اين خيلي تفاوت دارد و نگاه کنيد سطح رقابت‌ها چقدر بالا است،اما ما خيلي خوب شده‌ايم. بعضي مواقع مي‌گويم اين تصور پيش مي‌آيد که حتما کشورهاي ديگر ضعيف هستند که تيم ملي ايران مي‌تواند نتيجه بگيرد، نه اصلا اينطور نيست.

ما در ووشو گذشته‌اي داريم. حتي زمان خود من وقتي آمدم 6 ماه بعد از آن به مسابقات جهاني اعزام شديم و يک مدال طلا کسب کرديم. البته با همان يک مدال طلا عنوان هفتمي را کسب کرديم. چون مدال‌ها بيشتر بين کشورهاي ديگر پخش شده بود، به نسبت دوره‌هاي قبل، چرا؟ چون تعداد کشورها بيشتر شده بود. ما در سال 2007 جهش خوبي را در بين کشورهاي شرکت‌کننده داشتيم. يعني 35 کشور شد 80 کشور، چرا؟ چون قرار بود سال 2008  ووشو در المپيک حضور داشته باشد. يعني اعلام شدن خبر حضور ووشو در المپيک يک جهشي را به ووشوي دنيا داد و همان جهش باقي مانده و ريزشي هم نداشته‌ايم. لذا ما در سال 2007 يک مدال طلا گرفتيم و در واقع کارهاي ما تازه شروع شده بود و طبيعي است که خيلي نمي‌توان به ما نسبت داد. اينکه ما ناگهان در سال 2009  يک مدال طلايمان مي‌شود 5 مدال طلا، بعد از آن 6 مدال و 7 مدال طلا و در آخرين حضورمان در مسابقات جهاني 8 مدال  کسب مي‌کنيم. مضاف بر اينکه در مورد چين اين نکته را لازم است که بگويم. چين در بسياري از رشته‌هاي ورزشي بسيار تازه کار است. چيني‌ها براي اولين بار در بازي‌هاي آسيايي در تهران حضور پيدا مي‌کنند. چيني ها سال 1974 ميلادي براي اولين بار در بازي‌هاي آسيايي حضور پيدا مي‌کنند که قبل از آن هيچ سابقه حضور در بازي‌هاي آسياي را نداشتند. آنها نزديک به 43 يا 44 سال است که در بازي‌هاي آسيايي حضور دارند. ببينيد چه اتفاقي افتاد که نزديک دو دهه است که به اين اندازه  با تيم دوم‌شان اختلاف دارند که اصلا کسي به اولي فکر نمي‌کند. مي‌خواهم بگويم در اين رشته بسيار جوان بودند اما آمدند قهرمان جهان شدند. در سه المپيک اخير، المپيک پکن، المپيک لندن و المپيک ريو اول، دوم و سوم شدند.

در رشته‌هايي که براي خودشان نيست در فاصله اندک آمدند و قهرمان المپيک شدند. مُدل مديريت چين مُدل خاصي است. حالا ما داريم در رشته‌اي با چيني‌ها رقابت مي‌کنيم که 150 ميليون ووشوکار دارند و 5 هزار سال سابقه دارند. دقيقا دو برابر جمعيت ايران،‌ چيني‌ها ووشوکار دارند. همه حاکميت چين پشت اين رشته است و در واقع ورزش ملي اين کشور است. ما داريم در اين رشته با چيني‌ها رقابت مي‌کنيم و کار ما بسيار دشوار است. مثل اينکه يک مسابقات شنايي برگزار شود و دو نفر با هم رقابت کنند، بگوييم اين شناگر ما بايد با مايکل فلپس در اين استخر مسابقه دهد و بعد بگويم کسي که مقابل "فلپس"  اول شده کاري نکرده است(باخنده)

چين به اين شکل است. پس ببينيد قدرت ما چقدر زياد است که چيني‌ها را مي‌بريم و مدال طلا در بازي‌هاي آسيايي مي‌گيريم و رئيس فدراسيون جهاني نيامد در جايگاه VIP بنشيند. رئيس فدراسيون چين در دهکده حضور داشت و سرپرست تيم بود. او دبيرکل فدراسيون جهاني است و در چين هم يک آدم گردن کلفتي است. او گفت وزير ورزش کشورمان گفته است بايد سرپرست تيم در اين رويداد باشيم و بايد در دهکده بازي‌ها باشيد. ببينيد مي‌خواهم اين را بگويم که اين مسابقات چقدر براي آنها مهم بود. ما دو مدال طلاي آنها رااز دست‌شان در بازي‌هاي آسيايي درآورديم. خيلي مهم است. اينها نکات کليدي است که مي‌گويم و من به شما مي‌گويم هيچ رويدادي به سختي و دشواري بازي‌هاي آسيايي جاکارتا براي ما تا الان نبوده است. و ما هيچ بازي آسيايي در تاريخ‌مان نتوانستيم دوبار چيني‌ها را ببريم. حتي در گوانگجو سه مدال طلا کسب کرديم يک چيني را موفق شديم شکست دهيم.در آن دو وزن ديگر حريف چيني نداشتيم. آنجا سياست چيني‌ها چيز ديگري بود و اينجا سياست چيني‌ها اين بود که يک مدال برنز به ما نرسد اما ما 6 مدال کسب کرديم واين اتفاق بسيار مهمي بود.

*فارس: خيلي‌ها نمي‌دانند که مهدي علي‌نژاد، علي رغم اينکه رئيس فدراسيون است، پزشک است و در گذشته سال‌ها به عنوان خبرنگار ورزشي فعاليت کرده، در مورد اين موضوع برايمان بگوييد.

دوراني که دانش آموز بودم واقعا شاگرد درس خوان خوبي بودم. ضمن اينکه در مدارس خوبي مثل علوي و نور تحصيل کرده‌ام. خدا رحمت کند حاج مجتبي تهراني را که او مؤسس مدرسه نور بوده است. به هر حال توفيق اين را داشتم که در مدارس خوبي که اسلامي بوده درس خواندم و شاگرد اول اين مدارس بودم. تقريبا از کلاس اول راهنمايي  من شاگرد اول بودم. رتبه 21 کنکور شدم و در دانشگاه شهيد بهشتي و در رشته پزشکي که انتخاب اولم بود، تحصيلاتم را شروع کردم. بعضي‌ها رفتند دانشگاه تهران و بعضي ‌ها نيز در دانشگاه شهيد بهشتي تحصيلات خود را آغاز کردند. من چون آب و هواي دانشگاه شهيد بهشتي را دوست داشتم در آن دانشگاه به ادامه تحصيل پرداختم. دانشگاه شهيد بهشتي طبيعت بسيار قشنگي دارد. قرار براين بود پزشک شوم، متخصص شوم و طبابت کنم. اين برنامه زندگي‌ام بود که از ابتداي مسير چيده بودم اما سال 75 که من 20 سالم بود پدرم يک نشريه تخصصي ورزشي به نام رزم‌آور را داشت که سال 71 مجوز اين نشريه را گرفته بود و شروع به کار کرده بود و اولين مجله تخصصي ورزش‌هاي رزمي بود. البته براي مدت 4 سال مسئوليت اين نشريه را بر عهده يکي از دوستان واگذار کرده بود. سردبير وقت مسئوليت را بر عهده گرفته بود؛ چون پدرم يکي از مديران ارشد وزارت نفت بود به خاطر مشغله کاري نمي‌توانست زمان زيادي براي اين نشريه بگذارد.

در آن 4 سال تقريبا 10 شماره از آن مجله بيشتر منتشر نشد و شهريور 1375 دوست ما نزد پدرم آمد و اعلام کرد که در بحث مالي دچار ورشکستگي شده و تداوم کار براي او امکان پذير نيست. کاملا به ياد دارم چون قلمم از همان ابتدا خوب بود با پيشنهاد پدرم براي آغاز فعاليتم در رسانه موافقت کردم. البته يکي از آن افرادي بودم که خيلي مطالعه مي‌کردم و رسانه خون خوبي بودم. عموما غير ورزشي يعني سياسي، فرهنگي و.. را بيشتر مي‌خواندم. ضمن اينکه من هم با توجه به علاقه‌اي که از قديم به ورزش‌هاي رزمي داشتم با پيشنهاد پدرم موافقت کردم و در نشريه پدرم فعاليتم را آغاز کردم، چون من از دوران کودکي در رشته تکواندو فعاليت کرده بودم  کارم را به صورت جدي آغاز کردم. ضمن اينکه در رشته رزم‌آوران به سفارش پدرم کار کردم  او او بنيانگذار اين رشته است.

*فارس: پس با رشته‌هاي رزمي غريبه نبوديد؟

بله از دوران کودکي با ورزش‌هاي رزمي آشنا بودم، اما فکر نمي‌کردم در حوزه‌ ورزشي روزي بتوانم وارد شوم. در هر صورت وقتي پدرم اين پيشنهاد را به من داد موافقت کردم در باب اينکه کمکي هم به او کرده باشم و به کار خبري ورود کردم. در آن مقطع 20 سال بيشتر نداشتم. آن نشريه از مهر سال 75  به صورت منظم به چاپ رسيد و ظرف 6 ماه تيراژ آن از 10 هزار تا به 45 هزار رسيد. ما در عرض 6 ماه موفق شديم 4 و نيم برابر رشد داشته باشيم در واقع اين جهش‌هايي که در ووشو مي‌بينيد هم قبلا هم سابقه داشته است (با خنده) در واقع اين مجله سوددهي شد. از لحاظ اقتصادي هم شرايط خوبي ايجاد شد و اين روند تا سال 80 ادامه داشت.

سال 80 من ديدم که ماهنامه به تنهايي کفايت نمي‌کند، روزنامه‌ها زياد شده بودند و فضاي رسانه فرق کرده بود. آمديم يک هفته نامه هم کنار نشريه راه نداختيم که سال 80 ماهنامه و مجله رزم‌آور با هم منتشر مي‌شد. در هر صورت ورود من به ورزش آن هم ورزش قهرماني در واقع از رسانه بوده است. من عادت نداشتم هيچ کاري را نصفه انجام دهم يا سرسري از آن بگذرم. در هر کاري که در زندگي وارد شدم خيلي  جدي بودم لذا به خاطر همين جديت مجبور بودم خيلي مطالعه کنم و در کوران کار قرار بگيرم. سال 85 حضورم در اين نشريه ادامه پيدا کرد و پس از آن مديرکل ورزش وزارت نفت بودم، من سال 80 فارغ‌ التحصيل شدم و در بحث پزشکي دکترا دريافت کردم. يعني هيچ وقفه‌اي در کارم از آن جهت اتفاق رخ نداد.

*فارس:‌آيا خودتان علاقه نداشتيد که به قول امروزي‌ها يک مطبي را براي خود دست و پا کنيد؟

من سال 80 که تحصيلاتم به پايان رسيد، طبابت مي‌کردم و در کنار آن روزنامه‌ نگار هم بودم اما نمي‌توانستم مطب بزنم چون من پرونده مطب در تهران را نداشتم، در بخش دولتي کار مي‌کردم و مشاور پزشکي سازمان تبليغات بودم. فروردين 81 مشاور پزشکي سازمان تبليغات شدم که تا پايان 84 اين روند ادامه  داشت و طبابت مي‌کردم، اما در عين حال در عرصه رسانه هم فعاليت داشتم. اواخر سال 84 من به وزارت نفت آمدم. البته قبل از آن دو ماه  در شهرداري بودم يعني رفتم به شرکت ورزش شهر و در آنجا قائم‌مقام و عضو هيأت مديره بودم. شرکت ورزشي شهر همين است که در حال حاضر ورزش شهرداري تهران شده است. دو ماهي در آن قسمت فعاليت مي‌کردم بعد از آن بنا به دلايلي استعفا دادم و اسفند 84 مديرکل ورزش وزارت نفت شدم که از آنجا کار پزشکي من تقريبا خاتمه پيدا کرد، يعني تا آن سال من به طور جدي طبابت انجام مي‌دادم. چون وارد کار اجرايي در وزارت نفت شدم و مدير کل ورزش شدم. در عين حال تا پايان 85 بعد از آن هم مسئوليت نشريه را بر عهده داشتم و بعد از آن ديگر نتوانستم و وقت آن را نداشتم که بتوانم مسئوليتي بر عهده داشته باشم. البته تا سال  86 و 87 پنجشنبه‌ها در درمانگاهي به نام شهيد سخايي طبابت مي‌کردم. در واقع از سال 87 ديگر طبابت نمي‌کنم، چون هم در فدراسيون و هم در وزارت نفت مشغول بودم و واقعا ديگر فرصت طبابت نداشتم.

*فارس: اگر قرار باشد به چند سال گذشته بازگرديد و بين طبابت و ورزش يکي را انتخاب کنيد انتخاب شما کدام است؟

من از اينکه اين مسير را انتخاب کردم، راضي هستم. به اين دليل که ابعاد اجتماعي، فرهنگي و حتي سلامتي که فکر مي‌کنم در اين سال‌ها من توانستم در حوزه ورزش به آن دست پيدا کنم، شايد اگر در مطبي بودم و افراد را تک تک درمان مي‌کردم به اين توفقيقات دست پيدا نمي‌کردم. بالاخره امروز خارج از هر تعارفي ووشو يکي از بهترين ورزش‌هاي ايران است و سرآمد ورزش است. اين اتفاق بالاخره خيلي خوشايند است و لذا من اگر امروز قرار بود اين انتخاب را انتخاب کنم، همين مسير را انتخاب مي‌کردم البته پزشکي را هم خيلي دوست دارم يعني واقعا علاقمند هستم. الان هم براي فاميل‌ها، رفقا و اقوام و فدراسيون ووشو طبابت مي‌کنم.

*فارس: يعني به خاطر حرفه‌اي که داريد هر جا که مي‌رويد در مراسم مهماني‌ها در صورت نياز حتي طبابت هم مي‌کنيد؟

بله اين اتفاقات زياد افتاده. مهر پزشکي‌ام هميشه در جيبم است (با خنده)‌اما واقعيت اين است که ابعاد اجتماعي که در اين کار انجام شد با حوزه ورزش قابل قياس نيست.

*فارس: قطعا شما هم اهل کتاب هستيد؟

من خيلي مطالعه مي‌کردم، اما اين روزها مطالعات من جهت‌دار است و در جهت حوزه ورزش، حوزه منابع انساني، حوزه مديريت است. در واقع در اين مسير کتاب مي‌خوانم. يعني کتاب‌هاي جنرال کمتر پيش مي‌آيد مطالعه کنم.

*فارس:‌ آيا اهل خواندن کتاب شعر هم هستيد؟

بله مثنوي مولوي را خيلي دوست داشتم . واقعا با مثنوي زندگي مي‌کردم. مولوي، حافظ از شاعران بزرگ ما هستند و هميشه براي ما خيلي الهام‌بخش بودند و به اين شعرا علاقمند هستم.

*فارس: به غير از ووشو به چه رشته ديگري علاقه داريد؟

چون از گذشته با تکواندو آشنا بودم و در اين رشته فعاليت کردم بايد بگويم به اين رشته علاقمند هستم. غير از آن پينگ پنگ و شنا را هم خيلي دوست دارم و در اين رشته هم حتي فعاليت مي‌کنم. جالب است بايد به اين نکته اشاره کنم در بازي‌هاي آسيايي اينچئون رؤساي فدراسيون‌ها، سرپرستي تيم‌هاي خود را نيز بر عهده داشتند، اما من به واسطه مسئوليتي که در آسيا داشتم و دارم و امکان آن وجود نداشت که در دهکده باشم و در خارج از دهکده بودم. به خاطر اينکه کارها را بايد انجام مي‌دادم. طبعا مي‌آمدم در دهکده به بچه‌ها سر مي‌زدم و من با کت و شلوار وارد دهکده مي‌شدم. دوستان با لباس گرمکن بودند. يک روز رفتم به بچه‌ها سر بزنم وضعيت را بررسي کنم که يکي از دوستان که از رؤساي فدراسيون است با يکي از مربيان تيم ملي در حال بازي کردن پينگ پنگ بودند. نکته جالب اينکه آنها با لباس ورزشي بودند و من با کت و شلوار بودم. آنها به من گفتند، بياييد با هم بازي کنيم. به دوستان گفتم لباسم خيلي مناسب بازي کردن نيست، اما اصرار کردند و در نهايت ناچار شدم بازي کنم و همه آنها را شکست دادم (باخنده). بعد دوستان لطف داشتند و گفتند خيلي بازي شما خوب است و تا به حال رو نمي‌کرديد.

*فارس: يک بحثي طي چند ماه اخير مطرح شده و ورزشکاران منهاي فوتبال به پاداش فوتبالي‌ها که دريافت مي‌کنند گلايه مي‌کنند. آنها مدعي هستند در بازي‌هاي آسيايي و المپيک مدال‌ها را ما کسب مي‌کنيم اما پاداش ورزش براي فوتباليست‌ها است. آيا شما با اين موضوع موافق هستيد؟ و براي اينکه مسئولان ورزش نگاهشان مهربانانه‌تر نسبت به ورزش‌هاي منهاي فوتبال باشد چه پيشنهادي داريد؟

چند موضوع مطرح است. يکي نظام باشگاه‌داري است، در دنيا به طور کلي وقتي نگاه مي‌کنيم بحث فوتبال در نظام باشگاه‌داري واقعا با هيچ رشته‌اي قابل قياس نيست. فکر مي‌کنم ورزشکاران ما اين موضوع را متوجه مي‌شوند که آنهايي که در سيستم باشگاه‌داري و حوزه فوتبال قرار‌دادهايي که مي‌بندند داستان متفاوتي را با رشته‌هاي ديگر دارند. من فکر مي‌کنم گله‌مندي آنها روي اين داستان نيست. البته اگر ما قوانين را به سمتي ببريم که اين باشگاه‌ها که در فوتبال مي‌آيند و سرمايه‌گذاري مي‌کنند و خيلي از آنها هم نيمه دولتي هستند يا شبه‌دولتي هستند، اينها موظف باشند که در رشته‌هاي مدال‌آور ما هم تيم‌داري کنند تا يک بخشي از اين داستان حل شود. چون مي‌توانند بيايند و بخشي از پول خود را در اين حوزه اختصاص دهند.

نکته ديگر بحث پاداش‌‌هاست که الان گله‌مندي مطرح شده است. بالاخره روال اينگونه بوده که پاداش هر سال را سال بعد پرداخت مي‌کردند. در حال حاضر نيز چنين اتفاقي قرار است رخ دهد و اتفاق جديدي نيست. هر چند در مورد بازي‌هاي آسيايي و المپيکي‌ها روال اين بود که پاداش‌ها را همان سال پرداخت کردند. در حال حاضر گله‌مندي که ايجاد شده به خاطر بازي‌هاي آسياي جاکارتاست چون توقع اين بود که يکي دو ماه و يا حداقل سه ماه بعد از بازي‌هاي آسيايي پاداش‌ها پرداخت شود، اما از آن طرف وزارت ورزش و جوانان صحبت‌هايش اين است که بودجه پاداش‌ها را براي سال 98 ديده‌ا‌ند، مثل همه سنواتي که سال بعد از آن پرداخت مي‌کرديم، يعني اينکه نيامده‌اند براي بازي‌هاي آسيايي را از دل سال 97 جدا کنند. به  نظرم اگر يک مقدار بچه‌ها تحمل و تعامل کنند اين اتفاق خواهد افتاد. شرايط هم به هر حال شرايط سختي است و کشور شرايط ويژه‌اي دارد و شرايط نرمال و طبيعي نيست. خُب بالاخره قول سکه داده شده و سکه در اين يک سال اخير قيمت آن سه برابر شده است و اين تمام محاسبات مسئولان را به هم زده است و در عين حال بچه‌ها حق دارند چون زحمت مي‌کشند، تلاش مي‌کنند. ما در رشته خودمان مي‌دانيم که معيشت بچه‌ها دچار مشکل است و شرمنده بچه‌ها هستيم و نمي‌توانيم براي آنها تامين کنيم، اما اين شرايط را خيلي از مردمان کشورمان دارند. متاسفانه همه درگير اين شرايط هستند.
من کارمند دولت هستم و يک حقوق ثابت دارم و اين طبيعي است آنهايي که حقوق ثابت مي‌گيرند در سال 97 دچار مشکل جدي شدند و در واقع قدرت خريد آنها يک سوم شده است. قطعا همه ما اين مشکلات را داريم. اگر ورزشکاران‌مان اين حس را به ما  داشته باشند که ما چيزي که در اختيار داريم را در اختيار آنها مي‌گذاريم، طبعا يک احساس آرامش بيشتري پيدا مي‌کنند. در حال حاضر دغدغه و نگراني ايجاد شده و من اين حق را به ورزشکارانمان مي‌دهم. شرايط  سخت و دشوار است اما خُوب وقتي يک ميليون دلار پاداش به فوتباليست‌ها داده شد، آن پاداش هم مي‌توانست به سال 98 واگذار شود. اصلا بحث پولي که ورزشکاران از باشگاه‌ها مي‌گيرند نوش جانشان؛ به هر حال اين مبلغي که نزديک به 12-13 ميليارد تومان است براي همين جام ملت‌ها به فوتباليست‌ها پاداش داده شده است؛ اين را هم وزارت ورزش و جوانان پرداخت کرده و اين نيست که بگوييم پول از جايي ديگر آمده؛ نه اين پاداش را هم وزارت ورزش و جوانان پرداخت کرده است. البته اين را مي‌توانستند به سال 98 موکول کنند. اين موضوع است که يک مقدار بچه‌ها را اذيت کرده است که اينجا از نظر من  بچه‌ها حق دارند. البته رشته با رشته متفاوت است و در آمدهاي رشته‌هاي، واليبال، بسکتبال، ووشو و ...به يک اندازه نيست.

*فارس: شما همسايه استاديوم آزادي هستيد. در واقع در داخل مجموعه آزادي حضور داريد. آيا به فوتبال علاقمند هستيد؟

من به واسطه پسرم مجبورم بنشيم فوتبال را تماشا کنم. محمدامين استقلالي است. من دوران کودکي مثل همه بچه‌ها که فوتبال را دوست دارند من هم به فوتبال علاقمند بودم. تا قبل از 14-15 سالگي من پرسپوليسي بودم. اما از سن 15 سالگي به بعد خيلي باشگاه‌ها برايم جذابيت نداشتند و براي هميشه بازي‌هاي تيم ملي را دنبال کردم.

*فارس: پس با اين حساب براي تماشاي فوتبال به استاديوم هم رفته‌ايد؟

بله همان دوران کودکي اولين بار که به استاديوم رفتم در سن 14 و 15 سالگي بود و آن هم با بچه‌محل‌هايمان براي تماشاي بازي تيم پرسپوليس و پاس به ورزشگاه رفتم و در آن مقطع کاملا به خاطر دارم که تيم پاس پرسپوليس را يک بر صفر شکست داد. اين گل با ضربه سر به ثمر رسيد و به خاطر ندارم چه کسي آن گل را زد. در آن بازي بچه محل‌هايمان همه پرسپوليسي بودند و چون پرسپوليس باخته بود گفتند بد قدم هستي که پرسپوليس باخته است (باخنده).
اولين بازي که به استاديوم رفتم همين بازي بود. قبل از 18 سالگي دو يا سه بار به استاديوم رفتم که يکي از آنها تماشاي بازي پاس و پرسپوليس بود. اگر اشتباه نکنم يک بازي جام باشگاه‌هاي آسيا بود که پرسپوليس اردن را شکست داد و يک بار هم تيم ملي ايران با هامبورگ بازي داشت که دو يک تيم ملي ايران هامبورگ را شکست داد. در آن مقطع علي دايي نيز بازي مي‌کرد. بعد از آن ديگر به استاديوم نرفتم تا اينکه با پسرم محمدامين به استاديوم رفتم. البته يکي دو بار هم براي بازي‌هاي تيم نفت به استاديوم رفتم و اين براي زماني است که نفت تهران به ليگ برتر آمده بود و چون من عضو هيأت مديره باشگاه نفت بودم به استاديوم رفتم.

*فارس:‌ اگر يک روزي پسرتان بخواهد در رشته ووشو فعاليت کند به او چنين پيشنهادي مي‌دهيد يا خير؟

من اجازه مي‌دهم او خودش تصميم بگيرد. اصلا به او نمي‌گويم اين کار را انجام دهد يا نه. او حق انتخاب دارد. البته به صورت جدي در حال حاضر ورزش مي‌کند، او هم شناگر خوب و هم واليباليست خوبي است. به خاطر اينکه قد بلندي دارد و در هر دو رشته اين قد بلند مزيت است. او ورزش را دوست دارد و اتفاقا خيلي هم ورزشي است. بعضا تحليل‌هاي ورزشي او از من بهتر است (باخنده)

*فارس: قشنگ‌ترين خاطره شما در سال 97 چه بود؟

قشنگ‌ترين خاطره براي من نتايجي که در بازي‌هاي آسيايي کسب کرديم، بود. نتايج ما خيلي خوب بود، يعني چون خيلي تلاش شد ما در بازي‌هاي آسياي بازنده مطلق شويم و خوشبختانه ما برنده مطلق شديم به همين دليل اين قشنگ‌ترين اتفاق سال 97 در ورزش براي ما بود.

*فارس: قطعا بدترين اتفاق در سال 97 از دست دادن عمويتان بود...

بله. در بين عموهايي که دارم، رابطه بسيار نزديکي با مرحوم علي‌نژاد داشتم و رابطه نزديکي با عمويم داشتم. سال‌ها بود ما مرگ و ميري در خاندان درجه يک نداشتيم. بعد از سال‌ها اين اتفاق رخ داد و او به رحمت خدا رفت و اين حادثه دردناک و تلخي براي ما بود.

*فارس:‌ امسال با توجه به گراني آجيل آيا شما براي سفره هفت‌سين آجيل مي‌خريد يا خير؟

اتفاقا با همسرم چند روز گذشته در مورد اين موضوع صحبت مي‌کرديم. احتمالا جمع‌بندي ما اين خواهد شد که اين کار را انجام ندهيم. يعني واقعا به صرفه و مصلحت نه خودمان و نه خانواه است که يک چنين کاري انجام دهيم. به هر حال ما هم کارمنديم و يک زندگي کارمندي داريم و شرايط ما شرايط متفاوتي با مردم نيست. در نتيجه احتمالا ما هم اين کار را انجام نخواهيم داد. البته ما جزو هيچ کمپيني نمي‌شويم، اما خُب  به احتمال قوي همين خواهد شد.

*فارس: طي چند ماه اخير مباحثي مطرح بود مبني بر اينکه شما احتمالا به عنوان دبير کل کميته ملي المپيک انتخاب خواهيد شد. در مورد اين موضوع صحبت مي‌کنيد؟

سال 96 در  انتخابات‌ دبيرکلي کميته ملي المپيک شرکت کردم. اين رقابت تمام شد و بنده در دبير کلي کميته ملي المپيک راي نياوردم و کارم را در ووشو با قدرت ادامه دادم. در سال 97 بحث‌ها و زمزمه‌ها و گفت‌وگوهايي در واقع انجام شد؛ مبني بر اينکه بالاخره تغييراتي در اساسنامه انجام مي‌شود و ممکن است تغييراتي در اين حوزه شکل بگيرد. با من صحبت‌هاي شده بود، اما نهايتا خُب ما انتخابات فدراسيون را برگزار کرديم و تصميمي تا قبل از انتخابات  براي اين موضوع گرفته نشد و من هم رئيس فدراسيون ووشو شدم. بديهي است الان همه اولويت من فدارسيون ووشو باشد، براي 4 سال آينده و در حال حاضر هيچ بناي براي حضور در جاي ديگري ندارم اميدوارم شرايط به گونه‌اي پيش برود که شهنازي که برادر بزرگتر و رفيق قديمي من است و سال‌ها به عنوان پيشکسوت ما در حوزه  مديريت کار کرده شرايط به گونه‌اي پيش برد که او بتوانند براي دبير کلي تداوم داشته باشد؛ يعني اولويت من تداوم حضور شهنازي در دبيرکلي کميته ملي المپيک.

*فارس: صحبت هاي پاياني شما...

سال 98 با مشکلات اقتصادي که در سال 97 ادامه داشت آغاز خواهد شد. وقتي مشکلي در يک کشوري پيش مي‌آيد به نظرم براي حل آن مشکل همه ما بايد اتحاد و همدلي را بيشتر کنيم. ما الان وارد يک جنگ اقتصادي شده‌ايم با دشمنان‌مان، خودشان مي‌گويند ما تحريم‌هايي براي ايران وضع کرده‌ايم که تا به حال براي هيچ کشوري در طول تاريخ اتفاق نيفتاده است.
در شرايط جنگ اين اتحاد و همدلي و يکپارچگي بسيار و بسيار مهم است. يک مقدار بايد گذشت‌مان را نسبت به يکديگر بيشتر کنيم. همراهي‌مان را با هم بيشتر کنيم، هواي هم را بيشتر داشته باشيم و کمتر دنبال منافع خودمان باشيم تا بتوانيم اين دوره را بگذرانيم. اين دوره گذرا است.  پايدار نخواهد بود؛ مثل همه دوره‌هاي که گذرا بوده و نخواهد ماند و تا روز قيامت قرار نيست اين اتفاق بيفتد، بلکه اين دوره  هم مي‌گذرد. در کنار آن ما مسئولان بايد در تصميماتي که مي‌گيريم خيلي دقت کنيم. حالا هر کدام از ما در هر جايي که هستيم بايد آزمون و خطا نکنيم. سعي کنيم منافع و مصالح کشور را در نظر بگيريم و تصميماتي بگيريم که نهايتا به بهره‌وري بيشتر ختم شود و به توان داخل نگاه داشته باشيم و نگاهمان به بيرون نباشد بلکه نگاه‌مان به داخل باشد. اقتصاد ايران و توان ايراني‌ها و استعداد ايراني‌ها در تمام حوزه‌ها به قدري بالا است که مي‌توانند مقابل همه اين موضوعات بايستند به شرط اينکه اتحاد همدلي و وفاق  ادامه داشته باشد. ضمن اينکه چون سال 98 انتخابات مجلس شوراي اسلامي را پيش رو داريم به نظرم مي‌رسد اين وحدت و وفاق خيلي مهم است که خداي نکرده رقابت سياسي باعث نشود؛ منافع ملي دچار خدشه و اشکال شود.