شرکت نرم افزاری بهپردازان اخبار


بازگشت





تاریخ درج 1399/03/02
سخنان رهبرمعظم انقلاب به‌مناسبت روز جهاني قدس
رهبرمعظم انقلاب اسلامي به مناسبت روز جهاني قدس، سخنراني مهمي انجام دادند.

به گزارش روابط عمومي فدراسيون ووشو؛ متن سخنراني رهبر انقلاب بدين شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحيم
و الحمدلله ربّ العالمين و صلّي الله علي محمّد و آله الطّاهرين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الي يوم الدّين.

به همه‌ي برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان درود ميفرستم و قبولي طاعات آنان در ماه مبارک رمضان را از خداوند مسئلت ميکنم و پيشاپيش فرا رسيدن عيد سعيد فطر را به آنان تبريک ميگويم و پروردگار کريم را بر نعمت حضور در اين ماه ضيافت الهي، سپاس ميگويم.

 امروز روز قدس است؛ روزي که با ابتکار هوشمندانه‌ي امام خميني (رضوان الله عليه) همچون حلقه‌ي وصلي براي هم‌صداييِ مسلمانان درباره‌ي قدس شريف و فلسطين مظلوم تعيين شد؛ و در اين چند دهه، در اين ‌باره نقش‌آفريني کرد و از اين پس نيز خواهد کرد؛ ان‌شاءالله. ملّتها از روز قدس استقبال کردند و آن را همچون نخستين کار واجب، يعني برافراشته نگهداشتن پرچم آزادي فلسطين گرامي داشتند. سياست عمده‌ي استکبار و صهيونيسم، کمرنگ کردن مسئله‌ي فلسطين در ذهنيّت جوامع مسلمان و به سَمت فراموشي راندن آن است. و فوري‌ترين وظيفه، مبارزه با اين خيانتي است که به دست مزدوران سياسي و فرهنگي دشمن در خودِ کشورهاي اسلامي صورت ميگيرد. و حقيقت آن است که مسئله‌اي به عظمت مسئله‌ي فلسطين چيزي نيست که غيرت و اعتماد به نفْس و هوشمندي روزافزون ملّتهاي مسلمان، اجازه‌ي فراموش شدن آن را بدهد؛ هر چند آمريکا و ديگر سلطه‌گران و پادوهاي منطقه‌اي آنان همه‌ي پول و توان خود را براي آن به کار گيرند.

 اوّلين سخن، يادآوري بزرگيِ فاجعه‌ي غصب کشور فلسطين و تشکيل غدّه‌ي سرطاني صهيونيستي در آن است. در ميان جنايات بشري دورانهاي نزديک به زمان حاضر، هيچ جنايتي در اين حجم و با اين شدّت وجود ندارد. غصب يک کشور و بيرون کردن مردم براي هميشه از خانه و کاشانه و سرزمين اجدادي خود، آن هم با فجيع‌ترين انواع قتل و جنايت و هلاکِ حَرث و نسل و ده‌ها سال تداوم اين ستم تاريخي، حقيقتاً يک رکورد جديد از سَبُعيّت و شيطان‌صفتي بشر است.

 عامل و مجرم اصلي اين فاجعه، دولتهاي غربي و سياستهاي شيطاني آنها بود. آن روزي که دولتهاي فاتح جنگ اوّل جهاني، منطقه‌ي غرب آسيا، يعني قلمرو آسيايي حکومت عثماني را به عنوان مهم‌ترين غنيمت جنگي، ميان خود در کنفرانس پاريس تقسيم ميکردند، نياز به يک پايگاه امن در قلب اين منطقه را براي تضمين سلطه‌ي دائمي خود بيش از پيش احساس کردند. انگليس از سالها پيش از آن، با طرح بالفور زمينه را آماده کرده و با همفکري زرسالاران يهودي بدعتي به نام صهيونيسم را مهيّاي نقش‌آفريني کرده بود؛ و اکنون زمينه‌هاي عملي آن فراهم ميشد. از همان سالها مقدّمات را بتدريج در کنار هم چيدند و سرانجام پس از دوّمين جنگ جهاني با استفاده از غفلت و گرفتاري‌ دولتهاي منطقه، ضربه‌ي خود را وارد آوردند و رژيم جعلي و دولتِ بدون ملّتِ صهيونيست را اعلام کردند. آماج اين ضربه در درجه‌ي اوّل ملّت فلسطين و در درجه‌ي بعد همه‌ي ملّتهاي اين منطقه بودند.

 نگاه به حوادث بعدي منطقه‌ نشان ميدهد که هدف اصلي و نزديک غربي‌ها و کمپاني‌داران يهودي از ايجاد دولت صهيونيست، بناي يک پايگاه حضور و نفوذ دائمي براي خود در غرب آسيا و امکان دسترسي نزديک براي دخالت و تحميل و تسلّط بر کشورها و دولتهاي اين منطقه بود. از اين رو رژيم جعلي و غاصب را به انواع امکانات قدرت‌آفرين -چه نظامي و چه غير نظامي- حتّي تسليحات اتمي مجهّز کردند و رشد اين غدّه‌ي سرطاني را در پهنه‌ي نيل تا فرات در برنامه‌هاي خود گنجاندند.

 متأسّفانه اغلب دولتهاي عرب پس از مقاومتهاي نخستين که برخي از آنها تحسين‌برانگيز بود، بتدريج تسليم شدند و بخصوص پس از ورود ايالات متحدّه‌ي آمريکا به عنوان متولّي مسئله، هم وظيفه‌ي انساني و اسلامي و سياسي، و هم غيرت و نخوت عربي خود را به فراموشي سپرده و با اميدهاي واهي به هدفهاي دشمن کمک کردند. «کمپ ديويد» مثال روشني از اين حقيقت تلخ است.

 گروه‌هاي مبارز نيز پس از برخي مجاهدتهاي فداکارانه در سالهاي نخست، بتدريج به راه بي‌فرجام مذاکره با اشغالگر و حاميانش کشانده شدند و خطّ سيري را که ميتوانست به تحقّق آرمان فلسطين منتهي شود، رها کردند. مذاکره با آمريکا و ديگر دولتهاي غربي و نيز با مجامع بي‌خاصيّت بين‌المللي، تجربه‌ي تلخ و ناموفّق فلسطين است. نشان دادن شاخه‌ي زيتون در مجمع عمومي سازمان ملل، نتيجه‌اي جز قرارداد خسارت‌بار «اُسلو» نداشت و سرانجام هم به سرنوشت عبرت‌انگيز ياسر عرفات منتهي شد.

 طلوع انقلاب اسلامي در ايران، فصل جديدي در مبارزه‌ي براي فلسطين گشود. از اوّلين قدمها يعني بيرون راندن عناصر صهيونيست که ايرانِ دورانِ طاغوت را يکي از پايگاه‌هاي امن خود ميشمردند و سپردن محلّ سفارت غير رسمي رژيم صهيونيست به نمايندگي فلسطين و قطع جريان نفت، تا کارهاي بزرگ و فعّاليّتهاي گسترده‌ي سياسي، همه موجب پديد آمدن «جبهه‌ي مقاومت» در کلّ منطقه شد و اميد به حلّ مسئله در دلها شکفت. با ظهور جبهه‌ي مقاومت، کار بر رژيم صهيونيستي سخت و سخت‌تر شد -و البتّه در آينده بسي سخت‌تر هم خواهد شد ان‌شاءالله- ولي تلاش حاميان آن رژيم و در رأس آنان آمريکا در دفاع از آن هم بشدّت افزايش يافت. پيدايش نيروي مؤمن و جوان و فداکار حزب‌الله در لبنان و تشکيل گروه‌هاي پُرانگيزه‌ي حماس و جهاد اسلامي در درون مرزهاي فلسطين نه تنها سردمداران صهيونيست بلکه آمريکا و ديگر ستيزه‌گران غربي را هم مضطرب و سراسيمه کرد و يارگيري از درون منطقه و از درون جامعه‌ي عربي را در صدر برنامه‌هاي آنان پس از پشتيباني‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري از رژيم غاصب قرار داد. نتيجه‌ي کار پُرحجم آنان، امروز در رفتار و گفتار بعضي سردمداران دولتهاي عربي و برخي فعّالان خائن سياسي و فرهنگي عرب، آشکار و جلويِ چشم همه است.

 امروز از هر دو سو، فعّاليّتهاي متنوّعي در صحنه‌ي مبارزه ظهور ميکند، با اين تفاوت که جبهه‌ي مقاومت رو به اقتدار و اميدِ فزاينده و جذب روزافزون عناصر قدرت پيش ميرود و بعکس، جبهه‌ي ظلم و کفر و استکبار روز به روز تهي‌تر و مأيوس‌تر و کم‌توان‌تر ميشود. نشانه‌ي روشن اين مدّعا آن است که ارتش صهيونيست که يک روز ارتشي شکست‌ناپذير و برق‌آسا شمرده ميشد و ارتشهاي بزرگ دو کشور مهاجم را در ظرف چند روز متوقّف ميکرد، امروز در برابر نيروهاي مبارز مردمي در لبنان و غزّه مجبور به عقب‌نشيني و اعتراف به شکست ميشود. با اين حال عرصه‌ي مبارزه بشدّت خطير و تغييرپذير و نيازمند مراقبت دائمي است و موضوع اين مبارزه، بسي مهم و سرنوشت‌ساز و حياتي است. هر گونه غفلت و سهل‌انديشي و خطا در محاسبات اساسي، زيانهايي سنگين وارد خواهد کرد.

 بر اين اساس به همه‌ي کساني که دل در گرو مسئله‌ي فلسطين دارند چند توصيه ميکنم:

1) مبارزه براي آزادي فلسطين، جهاد في سبيل الله و فريضه و مطلوب اسلامي است. پيروزي در چنين مبارزه‌اي تضمين شده است، زيرا فرد مبارز حتّي در صورت کشته شدن هم به اِحدي الحُسنيين دست يافته است. بجز اين، مسئله‌ي فلسطين يک مسئله‌ي انساني است، بيرون کردن ميليون‌ها انسان از خانه و مزرعه و محلّ زندگي و کسب خود، آن هم با قتل و جنايت، هر وجدان انساني را آزرده و متأثّر ميکند و در صورت داشتن همّت و شجاعت به مقابله وادار ميسازد. پس محدود کردن آن به يک مسئله‌ي صرفاً فلسطيني و حدّاکثر عربي، خطايي فاحش است. آنها که سازش چند عنصر فلسطيني يا حکّام چند کشور عربي را مجوّز عبور از اين مسئله‌ي اسلامي و انساني ميشمرند، بشدّت دچار خطا در فهم مسئله و احياناً دچار خيانت در تحريف آنند.

2) هدف اين مبارزه، آزادي همه‌ي سرزمين فلسطين -از بحر تا نهر- و بازگشت همه‌ي فلسطينيان به کشور خويش است. فروکاستن آن به تشکيل دولتي در گوشه‌اي از اين سرزمين، آن هم به شيوه‌ي تحقيرآميزي که در ادبيّات صهيونيست‌هاي بي‌ادب از آن ياد ميشود، نه نشانه‌ي حق‌جويي است و نه نشانه‌ِي واقع‌بيني است. واقع آن است که امروز ميليون‌ها فلسطيني به مرتبه‌اي از انديشه و تجربه و اعتماد به نفْس رسيده‌اند که بتوانند اين جهاد بزرگ را وجهه‌ي همّت سازند و البتّه به نصرت الهي و پيروزي نهايي مطمئن باشند، که فرمود: وَ لَيَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن يَنصُرُه، اِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ؛(1) بي‌شک بسياري از مسلمانان در سراسر جهان آنها را ياري و با آنان همدردي خواهند کرد ان‌شاءالله.

3) هر چند بهره‌ گرفتن از هر امکان حلال و مشروع در اين مبارزه مُجاز است و از جمله حمايتهاي جهاني، ولي مؤکّداً بايد از اعتماد به دولتهاي غربي و نيز مجامع جهانيِ ظاهراً يا باطناً وابسته‌ي به آنها پرهيز کرد. آنها با هر موجوديّت اثرگذار اسلامي دشمنند؛ آنها به حقوق انسانها و ملّتها بي‌اعتنايند؛ آنها خود عاملِ بيشترين خسارتها و جنايتها به امّت اسلامي‌اند؛ هم اکنون کدام نهاد جهاني يا کدام قدرت جنايت‌کار پاسخگوي ترورها، قتل‌عام‌ها، جنگ‌افروزي‌ها، بمبارانها، و قحطي‌هاي مصنوعي در چندين کشور اسلامي و عربي است؟

 امروز دنيا يک به يک تعداد قربانيان کرونا را در سراسر جهان ميشمارد، امّا هيچ کس نپرسيده و نميپرسد قاتل و مسئول صدها هزار شهيد و اسير و مفقود در کشورهايي که آمريکا و اروپا در آن آتش جنگ را روشن کرده‌اند کيست؟ مسئول اين همه خون بناحق ريخته در افغانستان، يمن، ليبي، عراق، سوريه و ديگر کشورها کيست؟ مسئول اين همه جنايت و غصب و تخريب و ظلم در فلسطين کيست؟ چرا هيچ کس اين ميليون‌ها کودک و زن و مردِ مظلوم در جهان اسلام را شمارش نکرد؟ چرا کسي قتل‌عام شدن مسلمانان را تسليت نميگويد؟ چرا ميليون‌ها فلسطيني بايد هفتاد سال از خانه و کاشانه‌ِي خود دور بوده و در تبعيد به سر برند؟ و چرا قدس شريف -قبله‌ي اوّل مسلمانان- بايد مورد اهانت قرار گيرد؟ سازمان به اصطلاح ملل به وظيفه‌ي خود عمل نميکند و نهادهاي به اصطلاح حقوق بشري مُرده‌اند. شعار «دفاع از حقوق کودک و زن» شامل کودکان و زنان مظلوم يمن و فلسطين نميشود. اين ‌چنين است وضع قدرتهاي ظالم غربي و مجامع وابسته‌ي جهاني؛ وضع برخي دولتهاي دنباله‌رو آنان در منطقه هم در بي‌آبرويي و رسوايي بدتر از آن است که به بيان آيد. پس جامعه‌ي مُسلمِ غيور و ديندار بايد به خود و نيروي دروني‌اش تکيه کند؛ دست قدرتمند خود را از آستين بيرون آوَرَد و با توکّل و اعتماد به خداوند از موانع عبور کند.

4) نکته‌ي مهمّي که نبايد از نظر نخبگان سياسي و نظامي جهان اسلام دور بماند، سياست آمريکا و صهيونيست‌ها در انتقال درگيري‌ها به پشت جبهه‌ي مقاومت است. راه‌اندازي جنگهاي داخلي در سوريه، و محاصره‌ي نظامي و کشتار شبانه‌روزي در يمن، و ترور و تخريب، و توليد داعش در عراق، و قضاياي مشابه در برخي ديگر از کشورهاي منطقه، همگي ترفندهايي براي سرگرم کردن جبهه‌ي مقاومت و فرصت دادن به رژيم صهيونيست است. برخي سياستمداران کشورهاي مسلمان نادانسته و برخي دانسته در خدمت اين ترفندهاي دشمن قرار گرفته‌اند. راه جلوگيري از اجراي اين سياست خباثت‌آميز، عمدتاً خواست و مطالبه‌ِي جدّي جوانان غيرتمند در سراسر جهان اسلام است. جوانان در همه‌ي کشورهاي اسلامي بويژه کشورهاي عربي، نبايد توصيه‌ي امام خميني عظيم را از نظر دور بدارند که فرمود: هر چه فرياد داريد بر سر آمريکا -و نيز البتّه دشمنِ صهيونيست- بکشيد.

5) سياست عادّي‌سازي حضور رژيم صهيونيستي در منطقه يکي از عمده‌ترين سياست‌هاي ايالات متّحده‌ي آمريکا است. برخي دولتهاي عربي منطقه که نقش پادوي آمريکا را ايفا ميکنند، در اين ‌باره به تهيّه‌ي مقدّمات لازم آن، از قبيل ارتباطات اقتصادي و امثال آن پرداخته‌اند؛ اين تلاشها يکسره عقيم و بي‌نتيجه است. رژيم صهيونيستي زائده‌اي مهلک و زيان‌بخش براي اين منطقه است و بيقين ريشه‌کن و ازاله خواهد شد، و بي‌آبرويي و سيه‌رويي براي کساني خواهد ماند که امکانات خود را در خدمت اين سياست استکباري نهاده‌اند. برخي براي توجيه اين رفتار زشت، استدلال ميکنند که رژيم صهيونيستي واقعيّتي در منطقه است، بي‌آنکه به ياد آورند که با واقعيّتهاي مهلک و زيان‌بخش بايد مبارزه کرد و آن را ازاله کرد. امروز کرونا يک واقعيّت است و همه‌ي انسانهاي باشعور، مبارزه با آن را واجب ميدانند. ويروس ديرپاي صهيونيسم، بي‌گمان از اين پس ديري نميپايد و به همّت و ايمان و غيرت جوانان از اين منطقه ريشه‌کن خواهد شد.

6) اصلي‌ترين توصيه‌ي اينجانب، توصيه به تداوم مبارزه و سامان بخشيدن به سازمانهاي جهادي و همکاري آنان با يکديگر و گسترش عرصه‌ي جهاد در همه‌ي سرزمين‌هاي فلسطيني است. همه بايد ملّت فلسطين را در اين جهاد مقدّس ياري کنند. همه بايد دست مبارز فلسطيني را پُر، و پشت او را محکم کنند. ما با افتخار، هر چه در توان داشته باشيم در اين راه انجام خواهيم داد. يک روز تشخيص ما اين شد که مبارز فلسطيني، دين و غيرت و شجاعت دارد و تنها مشکل او دستِ تهي از سلاح او است. به هدايت و مدد الهي برنامه‌ريزي کرديم و نتيجه اين است که موازنه‌ي قدرت در فلسطين دگرگون شد و امروز غزّه ميتواند در برابر تهاجم نظامي دشمن صهيونيست بايستد و بر آن پيروز شود. اين تغيير معادله در بخش موسوم به سرزمين‌هاي اشغالي خواهد توانست قضيّه‌ي فلسطين را به گامهاي نهايي نزديک کند. تشکيلات خودگردان در اين امر، تکليفي بزرگ برعهده دارد. با دشمن وحشي جز با اقتدار و از موضع قدرت نميتوان سخن گفت، و زمينه‌ي اين اقتدار بحمدالله در ملّت شجاع و مقاوم فلسطين آماده است. جوانان فلسطيني امروز تشنه‌ِي دفاع از کرامت خويشند. حماس و جهاد اسلامي در فلسطين و حزب‌الله در لبنان، حجّت را بر همه تمام کرده‌اند. دنيا فراموش نکرده و نخواهد کرد آن روزي را که ارتش صهيونيست، مرزهاي لبنان را شکست و تا بيروت پيش آمد و آن روزي را که قاتل جنايت‌کاري به نام آريل شارون در صبرا و شتيلا حمّام خون به راه انداخت، و نيز فراموش نکرده و نخواهد کرد آن روزي را که همين ارتش در زير ضربات کوبنده‌ي حزب‌الله چاره‌اي جز اين نيافت که با دادن تلفات فراوان و با اعتراف به شکست، از مرزهاي لبنان عقب‌نشيني کند و براي آتش‌بس به التماس بيفتد؛ دست پُر و موضع قدرت يعني اين. حال بگذار فلان دولت اروپايي که بايد به خاطر فروش موادّ شيميايي به رژيم صدّام تا ابد شرمسار باشد، حزب‌اللهِ مجاهدِ سرافراز را غير قانوني بداند. غير قانوني، رژيمي مثل آمريکا است که داعش را توليد ميکند و رژيمي مثل آن دولتِ اروپايي است که هزاران نفر در بانه‌ي ايران و حلبچه‌ي عراق بر اثر موادّ شيميايي‌اش به کام مرگ ميروند.

7) سخن آخر آن است که فلسطين متعلّق به فلسطينيان است، و بايد با اراده‌ي آنان اداره شود. طرح همه‌پرسي از همه‌ي اديان و اقوام فلسطيني -که از نزديک به دو دهه‌ي پيش از اين ارائه کرده‌ايم- تنها نتيجه‌اي است که بايد بر چالشهاي امروز و فرداي فلسطين مترتّب شود. اين طرح نشان ميدهد که ادّعاي يهودي ستيزي که غربيان با بوقهاي خود آن را تکرار ميکنند، بکلّي بي‌اساس است. در اين طرح، فلسطينيانِ يهودي و مسيحي و مسلمان، در کنار هم در يک همه‌پرسي شرکت و نظام سياسي کشور فلسطين را تعيين ميکنند؛ آنچه قطعاً بايد برود نظام صهيونيستي است و صهيونيسم، خود بدعتي در آئين يهود و کاملاً بيگانه از آن است.

 در پايان، ياد شهيدان قدس، از شيخ احمد ياسين و فتحي شقاقي و سيّد عبّاس موسوي، تا سردار بزرگ اسلام و چهره‌ي فراموش نشدني مقاومت، شهيد قاسم سليماني و مجاهد بزرگ عراقي، شهيد ابومهدي المهندس و ديگر شهداي قدس را گرامي ميدارم و به روح امام خميني عظيم‌الشّأن که راه عزّت و جهاد را به روي ما گشود، درود ميفرستم، و نيز براي برادر مجاهد، مرحوم حسين شيخ‌الاسلام که سالياني در اين راه تلاش کرد، رحمت الهي را مسئلت ميکنم. در پايان به همه‌ي بينندگان عزيز و شنوندگان عزيز عرض ميکنم، روز قدس امسال اوّلين [روز] قدسي است که در آن قاسم سليماني عزيز ما حضور ندارد؛ براي شادي روح او، همه يک حمد و يک قل‌هوالله بخوانيد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمانِ الرَّحِيمِ (1) اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العَالَمِينَ (2)  الرَّحمانِ الرَّحِيمِ (3) مَالِکِ يَومِ الدِّينِ (4) إِيَّاکَ نَعبُدُ وَ إِيَّاکَ نَستَعِينُ(5) اِهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ الْمَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ(7)  بِسْمِ اللّهِ الرَّحمانِ الرَّحِيمِ قُل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (4)
والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته