خانه /
اخبار / صدیقی: ووشو ورزش پولدارها نیست/ از ioc برگشتم چون با افتخار میهن پرستم
صدیقی: ووشو ورزش پولدارها نیست/ از ioc برگشتم چون با افتخار میهن پرستم
گفتگوی تفصیلی خبرگزاری آنا با رئیس فدراسیون ووشو:
صدیقی: ووشو ورزش پولدارها نیست/ از ioc برگشتم چون با افتخار میهن پرستم
۱۴۰۴/۰۱/۱۳ |
۱۹:۱۲:۲۶
رئیس فدراسیون ووشو در گفت و گویی متفاوت با خبرگزاری آنا از روزهای تحصیلش در خارج از کشور و چگونگی ورودش به عرصه مدیریت صحبت کرده است
به گزارش خبرگزاری آنا، آنهایی که رشته ورزشی ووشو را دنبال می کنند با نام امیر صدیقی بهن خوبی آشنا هستند و می دانند که او در این مدتی که در این رشته بوده چه تاثیراتی داشته است اما شاید کمتر کسی است که بداند ورود امیر صدیقی به مکدیرتی ورزش با فوتباتل بوده و از معدود مدیران ورزشی است که در حوزه مدیریت در خارج از کشور تحصیلات عالی رتبه دارد و در حالی که می توانست اکنون در بالاترین سطوح مدیریتی کمیته بین المللی المپیک باشد اما ترجیح داده در ایران به کارش ادامه دهد.
خبرنگار آنا با امیر صدیقی از زوایایی که تا به حال در موردش صحبت نکرده گفت و گویی انجام داده که در زیر می خوانید:
آنا: اول از همه بگویید حال ووشو در چه وضعیتی است؟
الحمدالله حال ووشو خوب است. ووشو جوانی است بسیار شاداب و سرزنده و پرتلاش که امروز بار مسئولیت جدی از ورزش ایران را به عهده گرفته و ما خوشحال هستیم که توانسته از پس مسئولیتها و تعهداتی که باید داشته باشد، برامده و همه از آن انتظار بهترینها را دارند.
آنا: از اینکه در ووشو فعالید راضی هستید؟
الحمد الله؛ ورزش یک خوبی دارد و شاید به نظر بهترین چیزی که میتوان گفت. خیلیها میگویند چرا در کار اقتصادی نمیروی. اما ورزش لذت دارد و مزهای دارد که نتیجه کار را سریع میبینید.
آنا: اما فشار در ورزش زیاد است.
فشار زیادی است، اما اینکه یک قدم برای مردم یا یک جوان یا یک قهرمان برمی دارید نتیجه را سریع میبینید و کمتر جایی این را میبینید که باعث شور و هیجان و شعف اجتماعی شود و این خیلی ارزشمند است.
آنا: همان طور که می دانید وزیر ورزش روی مدال آوری رشته ها در بازی های آسیایی خیلی تاکید دارد. نظرتان در مورد این توقع وزیر چیست؟
فکر میکنم وزیر ورزش این توقع را از فدراسیونها داشته باشد که بهترین نتیجهها را کسب کنند، طبیعی و درست است، اما آنچه ظرفیت باشد و چه انتظاری داشته باشیم، حقیقت میشود. واقعیت این است که رقبای ما بسیار جدی هستند. در رشته ورزش ووشو اصلیت آن برای چین و منشأ آن چین است و تمام ارکان آن چین است و ایران تنها کشوری است که توانسته در برابر چین قهرمان و پیروز شود. در تمام ادوار آسیایی هم چین بیشترین مدال را در رشته ووشو به دست آورده است. رقیب ما چین است. چین در کدام رده بازیهای آسیایی قرار میگیرد؟ اول؛ ما رتبههای پائین تر. انتظار این که بتوانیم مدالی از سبد چینیها به سبد ایران بیاوریم بسیار سخت است و اگر این اتفاق بیفتد مدال ارزشمندی است.
آنا: ضمن اینکه ظاهرا در بحث داوری ها هم چین دستی بر آتش دارد؟
واقعیت این است که ما از این مسائل عبور کردیم. با توجه به کمیسیونهای بین المللی خوبی که داریم و ارتباط موثری که ایجاد شده و شناختی که آدمها به دست آورند، به راحتی نمیتوان این اتفاق را رقم زد. دنیای ورزش امروز شفافتر و شیشهایتر شده است. آن هم در میدانی مثل بازیهای آسیایی که همه چشمها آنجاست و کار سادهای نیست. در رشته کوراش که قدمت آن برای ازبکستان است تنها کشوری هستیم بعد از ازبکستان بیشترین مدال طلا را در بازیهای آسیایی و ... به دست آوردیم.
آنا: فکر می کنید ووشو بتواند در بازی های آسیایی بدرخشد؟
واقعیت این است که فدراسیون ووشو متولی دو رشته بزرگ است و یک کار را سخت می کند. یک بحث زیرساختی داریم. اعتبارات اینقدر پاسخگوی نیازهای ورزش و قهرمانی نیست. امروز یک ورزشکار حرفهای و قهرمان پرهزینهتر از قبل است. رقابت جدیتر شده و ورزش به صورت علمیتر در کشورها دنبال میشود و اگر بخواهیم به هدفی که مطرح است، برسیم راه سختی را پیش رو داریم. تصور من این است و در جلسات خصوصی گفتم اگر فدراسیون ووشو موفق بشود نتایج خود را دربازی های آسیایی هانگژو تکرار کند، بسیار موفق عمل کرده و نمره بالاتر از حد قبولی را باید بگیرد.
آنا: به نظر شما این پیشرفت حساب می شود؟
به نظر بنده پیشرفت ما حفظ نتیجه است. به خاطر اینکه رقبای ما جدیتر سرمایه گذاری میکنند.
آنا: اما وزیر ورزش که توقعات دیگری دارد؟
آقای دنیامالی آدم تیزهوشی است و خودش رئیس فدراسیون بوده و متوجه این موضوع است.حقیقت این است که شاید باید هدف گذاری اصولیتر باشد. هدف گذاری فدراسیون ووشو برای هانگژو۴ مدال بود و توانستیم سه مدال کسب کنیم و این برای ما خوب بود. چیزی که اعلام کردیم دو مدال طلا بود. بهتر از آن نتیجه گرفتیم، اما حقیقتا باید هدف را بزرگ دید و تلاش کرد.
آنا: شما این را قبول دارید که ورزش ما از یک جایی به بعد استپ کرده است؟
واقعیت نمیتوانم این جمله را تأیید کنم، اما حقیقتا ورزش ایران با تمام پتانسیلی که دارد حقش بیشتر از این حرفها است ما نیروی انسانی و علاقهمند به ورزش بسیار زیادی داریم. استعدادهای بسیار نابی داریم که آنها برای ما ستاره شدند.
آنا: شما این را نمی پذیرید که کشورهای همطراز ما مثل ازبکستان و هند در حال عبور از ما هستند؟
نسبت ظرفیت یک قرارداد است. موافقم مسیری که ازبکستان طی میکند و مسیری که چین خیلی وقت پیش شروع کرده و هند آغاز کرده است، اگر بخواهیم عقب نیفتیم باید تلاش کنیم. ولی باید دید این پیشرفت از کجا نشأت گرفت؟ رقبای ما کار کرده بودند. من به عنوان فدراسیون ووشو مدالها را از نفرات بالاتر از فدراسیون وشو به دست میآورم. این ارزشمند است و این که کاروان ایران کمک میکند جایگاه بهتری داشته باشد.هر رشتهای هم نمیتواند. به عنوان مثال عرض میکنم اگر هند رقیب ایران باشد مدالهایی که ایران در ووشو و کوراش به دست میآورد، هند به دست نمیآورد و فرصت بهتری از آنها داریم. حقیقت این است که هندیها سرمایه گذاری میکنند و الان در کوراش میلیون دلار هزینه میکنند. در ووشو سرمایه گذاری میکنند. اما یک مقدار طول میکشد که به نتیجه برسند. در ووشو کشوری مثل اندونزی بسیار زیاد سرمایه گذاری میکند و رشد کرده است.
آنا: کشورهای حاشیه خلیج فارس در ووشو چطور هستند؟
زیاد در ووشو موفق نبودند. بیشتر رقبای ما در ووشو در آسیای شرقی هستند و در کوراش آسیای میانه.
آنا: به نظر شما حال ورزش ما خوب است؟
حقیقتا واقعا ورزش را با صنعت و حتی با هنر و سینما و هر جایی که جایگاه اجتماعی ایجاد میکند، مقایسه کنید. ورزش ایران به مراتب از همه جا جلوتر است. در المپیک میتوانیم جزو ۲۰ کشور باشیم. در بازیهای آسیایی جزو ۵-۸ کشور هستیم. بعد سرانه اقتصادی آن کشورها را مقایسه کنید و سرمایه گذاری که در آن کشورها انجام میشود. میبینید واقعا در ورزش به آنها رسیدیم، اما در حوزههای دیگر که مقایسه میکنید میبینید پائینتر هستیم. با این وجود فکر میکنم تلاش زیادی در ورزش میشود و ورزش خیلی زیر ذره بین است و کوچکترین اتفاق در ورزش، خبر است. یک روز به بانک رفتم. صبح اول وقت رفتم که کارم زود انجام شود. دیدم در بانک بسته است. تعطیل نبود و با شعبه کار داشتم. دیدم پرسنل بانک بیرون ایستادند و به مدیر گفتند که چرا در را باز نمیکنی؟ گفت کرکره بالا نمیرود. ما نمیتوانیم داخل برویم. گفتم اگر این اتفاق در مجموعه من بیفتد و در فدراسیون باز نشود و حالا مثلا کرکره خراب باشد همه مینویسند و اضافه هم میشود. ورزش برای مردم شیرین است و مردم علاقه دارند. به همین خاطر ورزش خبرساز است. با جمیع جهات که نگاه کنیم ورزش جلوتر است، اما انتظار زیاد است. انتظار داریم در المپیک و بازیهای آسیایی نتایج خوبی کسب کنیم و میل به برنده شدن، زیاد است. از کودکی در بازیهای کودکانه دوست داریم برنده شویم ولی آیا این اتفاق در صنعت ما میافتد؟ فلان خودروساز ایرانی را کسی با تویوتا در ژاپن مقایسه میکنند؟ اگر کلی نگاه کنیم اوضاع بد نیست، اما اگر انتظار داریم بهتر شود به خانواده ورزش اعتماد کنیم و حمایت کنیم. دولتها حمایت جدی تری کنند. ۵ سال در فدراسیون ووشو هستم و در این ۵ سال تلاش کردم یک متر به حیاط فدراسیون ووشو اضافه کنم، اما نتوانستم. دلایل زیادی دارد. یک مقطع واقعا پیشرفت خوبی حاصل شد و تغییر مدیریت خوبی در مجموعه مدیریتی ورزش ایجاد شد، اما یکباره فضا تغییر کرد و نتوانستیم.
آنا: چرا رشته ای مثل کشتی می تواند این کار را بکند اما در رشته های دیگر مشکلات داریم؟
کشتی رشته ملی ماست. همه در خانه کشتی گرفتیم. همه فنون کشتی را میشناسیم. طبیعتا باید مورد توجه بیشتری باشد و استقبال گسترده تری داشته باشد. وقتی کشتی در المپیک میتواند به طور قطع سوار هواپیما میشود خیالتان راحت است که یک طلا در کشتی میگیریم. این ارزش دارد و باید زیرساخت آن را مقایسه کرد. ما الان فدراسیون ووشو کره را جدی میگیریم امکاناتی که دارد مثل کشتی در ایران است. امکانات و زیرساختهای ما این طور نیست که یک جایی توجه شده، پس ایراد دارد. باید همه جا مثل کشتی توجه شود. ورزش ایران نیاز دارد زیرساختها و تجهیزات مفصلتر و بهتری داشته باشد.
آنا: به خاطر همین می گویم از یک دوره به بعد ورزش در ایران دچار ایستایی شده است.
من چون سیاسی نیستم می توانم این حرف را بزنم. فکر میکنم همیشه توجه ما به ورزش در مواقع سیاسی است. هر وقت نیاز است که صحبتی کنیم و شعاری بدهیم موضوعی را مطرح کنیم از ظرفیت ورزشکاران استفاده میکنیم و بعد که تمام میشود. انتظار ما این است وقتی میگوییم حمایت. حمایت این نیست که مبلغ کمی به ما بدهند و حمایت این است که من مدیر که باید پاسخگو باشم شفاف و دقیق عمل کنم، اما دنبال پول غذا یا خرید فلان چیز نباشم که پولش را نداشته باشم. بعد از ۱۰-۱۲ سال توانستیم دو تخته فرش کالای استاندارد بین المللی دقیقا همانی که بچهها در مسابقات بین المللی در ایران بازی میکنند را به ایران بیاورم. شما نمی دانید که من چه سختیهایی تحمل کردم. بعدها هم باید پاسخگو باشم که چرا این کار را کردم. چون ریسک کردم و محصولی را با سختی فراوان وارد ایران کردم.
آنا: به چه کسی باید پاسخگو باشید؟
بالاخره فلان نهاد میآید که این را از کجا تهیه کردی و از کجا تأمین کردی و داستان خواهیم داشت. یکی از دوستان گفت شما تجهیزات دارید. شمشیر و نیزه و چوب و. گفتم یک روز سر سالن مسابقه تشریف بیاورید که به شما نشان بدهم اینها چی هستند. وقتی ورود اینها ممنوع است، چه طور باید اینها را به ایران بیاورم. در مسابقات شرکت میکنیم و خریداری میکنیم و ۵ عدد را بچهها با خودشان میآورند. آیا نیاز ایران با ۵ چوب برطرف میشود؟ نه؛ اصلا نیاز تیم ملی هم مرتفع نمیشود. بعضی از قوانین بالادستی جلوی کارهای توسعه ورزش را گرفته است و باید اصلاح شود. مثلا کفش مخصوص میخواهم، اما از نظر گمرک، کفش همان کفش است.
آنا: خب چه نهادی باید این مشکل را حل کند؟
این کار نهادهای بالادستی است و باید کاغذها را روی میز بگذارند. در خصوص همین فرش تالو باید بگویم که جنسش موکت است. آوردن موکت به ایران با وجود این همه تولیدکننده داخلی کار راحتی نیست. باید به صد نفر پاسخ بدهم و توضیح دادم که این متفاوت است.
آنا شرایط تولید موکت تالو را نداریم؟
به صرفه نیست. چون به صرفه نیست تولید کننده سرمایه گذاری نمیکند. من فدراسیون، چون پول زیادی ندارم نهایتا میتوانم هر چند سال یک بار چند تا بخرم. به فرض که ۳۰ استان بخرند. این چیزی نیست که شما هر سال بخرید. سرمایه گذاری نمیکند تا دانش آن را به دست بیاورد که چطور استفاده کند. براساس چیزی که دارد چیزی را تولید میکند. بعضا برخی از نیازهای ما را هم برطرف میکند. در برخی از استانها از فرشهایی که در ایران تولید میشود، استفاده میکند. اما حقیقتا شرکتی که تولید میکند، چون در کل دنیا تولید میکند مقرون به صرفه است. شمشیر و نیزه و ... فیبر است و به چه کسی بدهم که درست کنند و متریال فرق میکند. شاید یک شمشیر ما ۱۵۰ دلار باشد و نوع مسابقات و ... زمانی که ورزشکار فرم میزند ممکن است دسته بشکند و تمام. کلی این طور تلفات میدهیم. بچهها استرس دارند. یک خاطره هم بگویم. در میان کارآفرینان ورزش که دعوت شده بودم گفتم دغدغه من این است که زهرا کیانی که مدال نقره بازیهای آسیایی را کسب کرد دو روز قبل از مسابقه، چوب و نیزه اش در چین به دستش رسید. این خیلی بد است. اولا بسیار پرهزینه است. چون اینها مواد مصرفی است. من نمیتوانم بگویم آرامتر بزن تا چوب نشکند. ورزشکار باید راحت باشد.
آنا: پس ووشو ورزش پولدارها است:
ورزش پولداری نیست. در برخی از فرمها این طور است. افتخار میکنم ووشو بیشتر مورد توجه خانوادههای کمتر برخوردار است و بسیاری از قهرمانان از این استانها آمدند.چهارمحال و بختیاری، اصفهان و به تازگی مازندران و بعضا استانهایی مثل فارس و خوزستان افراد مختلفی داریم. حقیقتا این است که خیلی از بچهها اهل پایتخت نیستند. من باید به عنوان مسئول تلاش کنم که ورزشکار با آرامش خیال مسابقه بدهد.
آنا: ووشوکاران سفیران خوبی برای شما هستند؟
فکر میکنم بچهها با تمام تلاشی که میکنند. ستارههایی داریم، اما خیلی راه داریم برای اینکه معرفی بهتری از ووشو داشته باشیم. سال گذشته ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ بیستمین سالگرد فدراسیون ووشو را جشن گرفتیم. این فدراسیون ۲۰ ساله و جوان است و با شیب تندی توانسته مدال آوری کند و در بالا خودش را نگه دارد. این خیلی ارزشمند است. انتظارم این نیست که همه بشناسند. بچه که بودیم رزمیها کاراته میشناختند. حکمم را برای فدراسیون کاراته فرستادم که از ۵ سالگی کمربند کاراته دارم. گفتند بیارش تا داون کاراته بدهیم. گفتم نمیخواهم اما حقیقت این است جوان است و شناخته شده نیست. بچهها بیشتر ما را میشناسند تا رشته ما را.
آنا: فکر نمی کنید ووشو را به برخی حاشیه ها می شناسند؟
یک مقطع شاید بعضی وقتها اتفاق بیفتد بیشتر حواشی دورش مزه میدهد.
آنا: قبول ندارید خواهران منصوریان با توجه به فعالیتی که در فضای مجازی دارند حاشیه ساز هستند؟
در حوزه مارکتینگ یک نوع تبلیغات اینچنینی است. اینها سازماندهی شده نیست، اما به نوعی اسم شما را میشناسند. این ارزش دارد. ما جوان بودیم و کسی ما را نمیشناخت. اکت و رفتار یک ورزشکار را سریع همه تمرکز میکنند که چه اتفاقی افتاده است. یکی از دلایل کم حاشیه بودن رشتههای ماست. مثل فوتبال. اینهمه ستاره فوتبال که همه میشناسند کوچکترین کاری که میکنند یک اتفاق بزرگ است، اما اینقدر زیاد است کسی رصد نمیکند که فلان فوتبالیست در پیج خود چه گفت. اما در ووشو نفرات کم است ۲-۳ نفر حرف میزنند همه کنجکاو می شوند. بعضی اوقات که مسابقات لیگ داریم ورزشکار بدنش کپ میشود و اعصابش خراب میشود. یک قانونی است که می گویند حواست باشد که ورزشکار از رختکن بیرون میآید حرفی نزند. چون در آن لحظه حرفهایی میزند که نمیداند. در ورزش ما بیشتر. چون مبارزه میکنند، فرم سنگین میزنند و بعضی وقتها صحبتهایی میکنند که خیلی به چشم همه میآید. ۲-۳ بار مسئولین را صدا کردم و گفتم یک مقدار سعه صدر داشته باش و درک کنید که یک مبارزه سنگین انجام میدهد. دستی هم تکان داد به شما برنخورد و ناراحت نباشید. بعد از اینکه آرام شد و با شما برخورد بدی داشت میتوانید. به دفعات در رشتههای مختلف میبینید که یک اتفاقات عجیب و غریب میافتد که عادی شده است. کسی دنبال اخبار نمیرود.
آنا: در ماجرای اتفاقاتی که بعد از المپیک و صحبت های رد و بدل شده بین نعمت زاده و شهربانو منصوریان فکر نمی کنید ووشو کوچک شد؟ می دانید بین رزمی ها برخی ها احساس می کنند بزرگتر از رشته دیگری هستند و برخی رشته ها هم که در المپیک نیستند.نعمت زاده این مقایسه را انجام داد.
بقیه رشته های ورزشی هم که هستند مدال نمیآورند.در رزمی ها فقط یک رشته است که در المپیک مدال بیاورد که واقعا افتخار کردیم و تشویق میکردم و تبریک گفتیم و دوست داریم. ورزشکاران گاهی اوقات از نگاه خودشان موضوع را میبینند و این موضع میتواند نگاه فدراسیون و یا یک خانواده نباشد.
آنا: من یادم نمی آید که در خانواده تکواندو کسی نعمت زاده را بابت صحبت هایش در مورد ووشو سرزنش کند.
نمیدانم؛ چیزی که دنبال کردم و در آن لحظه دیدم احساسم این بود که ورزشکار در معرض مقایسه قرار گرفته و این واکنشی بود که دو ورزشکار با هم داشتند. نمیتوان به اسم تکواندویا به اسم ووشو تمامش کرد. هر دو نفر ورزشکار و قهرمان و افتخار آفرین هستند. به نظرم هر کسی در هر میدانی میتواند پرچم ایران را به اهتزاز درآورد و مردم و شهر و مملکت خودش را خوشحال کند، قابل ستایش است. هر دو افتخارآفرینی کردند. موضوع چیزی بود که از فضای مجازی آمد و بحث مدرک تحصیلی و اینها بود و بعدها به بحث دو ورزشکار کشیده شد و قبلا جایی دیگر ترند شده بود. بعضا این جور واکنشها نمک ورزش است و اتفاقی نمیافتد. در انتها با هم رفیق هستند و همدیگر را دعوت میکنند و شام میخورند. این اتفاق هم افتاده است. خانم مداح یک صحبت هایی کرده بود بنابراین دوستی وجود دارد. هیجان بالا بوده و در آن لحظه شاید درست بیان نشده است. این نقد را به بعضی از بچهها در سوشیال مدیا دارم. هر بار که چیزی را مطرح میکنید یک بار مزه مزه کنید با یک بزرگتر یا مشاور مشورت کنید و بعد شروع به ضبط ویدئو کنید. چون ممکن است حواشی داشته باشد که اصلا مدنظر شما نبوده، اما چون حاشیه ساز شده نمیتوانید کاری بکنید.
آنا: بگذریم. رزومه شما در مدیریت خیلی جاب صحبت دارد. مسئولیت های بین المللی زیادی داشتید و جالب است که کار را هم با فوتبال شروع کردید.
ورزش را با فوتبال شروع کردم. به عنوان یک مدیر در ابتدا کارمند وررزش بودم.
آنا: شما در ۱۸ سالگی وارد عرصه مدیریت شدید.
در حقیقت داور فوتبال بودم. در همان زمان که دانشجو بودم همکاری را با فدراسیون فوتبال شروع کردم برای سازماندهی رویدادهای ورزشی. در خیلی از رویدادها بودم.
آنا: چطور شما را در ۱۸ سالگی پذیرفتند؟
کم کم؛ من مترجم ساده بودم. یک تماسی با من گرفتند که زبان بلد هستی؟ گفتند یک تیم داریم که شما به عنوان مترجم در تیم باش. داور فوتبال بودم و علاقه مندی اش به وجود آمده بود. با تیم ملی جوانان ژاپن حدودا ۲۰-۲۵ روز در ایران به عنوان مترجم و همراهشان بودم. کم کم به من گفتند نیروی قابل اعتمادی هستی و میتوان دوباره کار کرد. روزی ۷ هزار تومان حقوق میگرفتم و خیلی ناچیز بود. ۱۰ دلار بود. رشد من پله پله بود. همه جای ورزش بودم. یکی از دلایل علاقه مندی به حوزههای بین الملل، تعاملات با آدمهای بین المللی بود. ناظر و مسئول میآمد و کم کم کمک کردند و اعتماد ایجاد شد و همراه مسئولین فیفا بودم و بعدها یاد گرفتم. وقتی با آدمهای بزرگتر مینشینی و در جمع شان هستی، چون آدمهای بین المللی و از کشورهای دیگر هستند جلسات مهم میگذاشتند و من فرد جوان که ترجمه میکردم و یاد گرفتم که چطور آنها را مدیریت کنم. باید حواست باشد که ماشین کی میآید. جلسه برسد و صبحانه را سر ساعت بخورد و تو آدمی بیرونی هستی و در تیم آنها نیستی و بومی هستی و سخت بتوانی ارتباط موثر برقرار کنی.
آنا: چه چیزی از آنها یاد گرفتید؟
آقای پیترولاپان دبیرکل فدراسیون فوتبال آسیا بود. با یک گروهی آمده بودند برای پروژه ویژن آسیا توسعه فوتبال آسیا. جزو پروژههایی بود که برای توسعه فوتبال طراحی کرده بود که به کشورها برای توسعه فوتبال کمک میکردند. این پروژه در ایران از صفهان و شیراز شروع شد و بعدها همدان، قزوین و تهران و ... بزرگتر شد و اینها سعی میکردند فوتبال را از پایه درست کنند. این جالب بود که یک نهاد بین المللی آمده بود از خیلی پائین آموزش میداد. موضوعات آموزشی بسیار جدی که در سطح بالا هم به عنوان مسئول ورزشی اطلاع نداشته باشید به یک هیئت فوتبال شهرستان آموزش میدادند. مدرس خیلی خوب بود. همنشینی و حضور در این کلاسها برای من جذاب بود و علاقهمند بودم و دنبال میکردم. ولاپان با اینکه سنش زیاد بود خیلی مردم دار بود. حواسش به تیم بود و چشمش بود که همه باشند حتی کوچکترین فرد تیم. بعدا بر اثر یک اتفاقی به شنا آمدم و در فدراسیون شنا ماندم. بی تعارف احساس کردم باید بیشتر بدانم. احساس کردم باید بهتر از این باشم. این مسئولیت را دارم، اما این نباشد که در اینجا باشم. برای ادامه تحصیل به سوئیس رفتم. اتفاقا رشتهای که خواندم مدیریت فیفا مستر زیر نظر فیفا است، اما در حقیقت زیر نظر مرکز آموزش بین المللی جهانی سوئیس است. یک رشته بین کشوری ایتالیا، سوئیس و انگلستان است. ۱۰ سال است که به صورت پیوسته بهترین رشته مدیریتی ورزش در اروپا شناخته میشود.
آنا: شما بالاترین مدرکش را گرفتید؟
فوق لیسانس مدیریت ورزشی گرفتم. سه سال اپلای کردم. خیلی گران بود و من را بورسیه کردند. در آن زمان نوشته بودند که تلفن ثابت بنویسید که به شما زنگ بزنیم. همیشه چشمم به تلفن دفترم بود. یک بار زنگ خورد. پروفسور فلانی و پروفسور فلانی نشستند که یکی از پروفسورها رئیس کمیته حقوقی ioc است و یکی از پروفسورها که دوست خوب ماست مسئول توسعه علمی عربستان است. یک بورسیه سنگینی برای بحث علمی هم گذاشته اند. آدم خوبی را انتخاب کردند. پروفسور ایتالیایی است و در کارش خبره است. خلاصه آن تماس در وسط ساعت کاری گرفته شده بود و به من گفتند می توانی صحبت کنی و من گفتم نیم ساعت دیگر تماس بگیرید. می خواستم کمی به خودم بیایم.
آنا: آن موقع چه سمتی داشتید؟
در آن زمان دبیر فدراسیون شنا بودم.
آنا: و بعد چه شد؟
زنگ زدند و گفتند یک چیزی در رزومه شما ما را جذب کرد که شما سه سال پیاپی اپلای کرده ای و سه سال مدرک فرستادی و هر سال جیاگاه علمی ات بالاتر رفته است. برای افتتاحیه کلاس که رفتم همه خودشان را معرفی میکردند. خیلی سمتهای اداری و رسمی مثل ما نداشتند.من وقتی خودم و جایگاه هایی که در ایران داشتم را توضیح دادم خیلی ها فکر می کردند که من دروغ می گویم اما پروفسور گفت درست میگوید و ما رزومه او را چک کردیم. این تلاش کردن و میل به بهتر شدن کمک میکند که مسیر را بروید.
آنا: چرا در ioc نماندید؟
با افتخار میهن پرستم. نمیتوانم در موضوعات ملی خودم را کنترل کنم. خیلی دغدغه ایران را داشتم و احساس کردم میتوانم کمک کنم.
آنا: اما در آنجا می توانستید موقعیت خوب و حقوق خوبی داشته باشید؟
انصافا حقوق خوبی داشتم و جای خوبی بودم.
آنا: مسئله این است که برای مدیران ورزشی رسیدن به جایی مثل ioc هدف نهایی می تواند باشد.
فکر میکردم میتوانم وقتی برگردم یک اتفاق و کمک بیشتری کنم.تصورم آن موقع این طور بود.
آنا: الان پشیمان نیستید؟
پشیمان نیستم، اما برگشتم یک مقطع طولانی انتظار داشتم بیشتر مرا بپذیرند.
آنا: افسرده شدید؟
نه افسرده نشدم. من با تجربه گرانبهایی آمده بودم. مثلا ۷-۸ نفر از همکلاسیهای من در آن دوران تحصیلم اکنون در فیفا و کمیته بین المللی المپیک کار می کنند. یکی از آنها که از من پایین تر هم بود وقتی برگشت یک سمت جدی در کشور خودش گرفت. حالا وقتی من برگشتم یکی از مسئولان ورزش حرفی به من زد که هیچ وقت یادم نمی رود.من گفتم در حوزه بین الملل دوستانی دارم و میتوانند به ما کمک کنند. او به من مثال سفرا را زد ( البته نمی دانم مثل درستی زد یا نه )و گفت دوستان سفیر وقتی از یک کشوری برمی گردند به طور رسم و عرفی که بین سفرا وجود دارد آنها را عالیجناب صدا میکنند.بنابراین وقتی سفرا به ایران بر میگردند در یک حال و هوا و فضای این شکلی هستند. یک اتاقی در وزارتخانه است که یک صندلی و روزنامه دارد. این سفرای از خارج برگشته را یک مدت در آنجا میگذارند تا از آن فضایی که قرار گرفته اند خارج شود حالا حکایت تو و بازگشتت از ioc است. حالا آمدی و فکر کردی چه خبر است.
آنا: این مسئول ورزش آن زمان در کمیته بود یا وزارت؟
مهم نیست اما من توقف نکردم. اینها دل خودم بود. من به ایران آمده بودم و مراسمی گرفته شده بود به مناسبت محمد نصیری المپین وزنه بردار ما و قرار بود تماشا آیان هم به ایران بیاید. از من خواستند که چون به قواعد بین المللی آشنا هستی در این مراسم شرکت کن. آن زمان یک بحث انتخاباتی جدی در وزنه برداری بود.اصلا بحث همکاری من با فدراسیون وزنه برداری از همان جا شروع شد. یک مراسمی بود برای بازگردادن مدال نقره المپیک محمد نصیری. ظاهرا چند وقت قبل تر در اثاث کشی یا دزدی مدالش را برده یا گم کرده بود. بعد از این ماجرا یک ایرانی هزینه کرده بود و این مدال را در سایتی اورجینالش را خریده بود و مراسم برای این بود که مدال ایشان را پس بدهند. محمد نصیری در پائین سن نشست، به او گفتم میخواهی مدال را جایی بگذاریم که کسی ندزدد. گفت کجا؟ گفتم ببریم موزه المپیک لوزان.در لوزان موزه خوبی ساخته شده و در زمانی که من در آنجا بودم ساخته شد. گفتم اجازه میدهید من پیگیری کنم با رئیس فدراسیون صحبت کردم و گفتند اگر میتوانی انجام بده. به دوستانم زنگ زدم و گفتم چنین مدالی است، مدال هم که خیلی قدیمی و تاریخی است، آنها روی هوا گفتند احسنت. در ایران اما باور نمیکردند که من دعوتنامه را بگیرم.
این دعوتنامه را آقای باخ امضا کرده بود و سه دعوتنامه فرستادند که از شما دعوت میکنیم تشریف بیاورید و مدال را بدهید.در ایران خیلی ها تا آخرین لحظه هم فکر نمیکردند که این ماجرا راست باشد. من خودم هم استرس داشتم اما وقتی به فرودگاه رسیدیم استقبال جالبی کردند.خود نصیری فکر نمی کرد این قدر موضوع جدی باشد. همه بچههای کوچک را مدرسه جمع کرده بودند و گفتند ایشان قهرمان المپیک است و میخواهد مدال را بدهد. جالب است که ما به سفارت هم گفته بودیم بیایند چون اتفاق بزرگی بود اما آنها فقط یک نماینده فرستاده بودند و موضوع را جدی نگرفته بودند. بعدا به آنها گفتم چرا شما نیامدید گفتند باور نمیکردیم اینقدر شما جدی گرفته باشید! در هر صورت مراسم خوبی برای اهدای مدال گرفته شد و اتفاقا ویدئوی خوبی از ایشان گرفتند و در آرشیو المپیک هم هست.
با افتخار لوح سپاس دادند و فلان مدیر موزه تشکر کرد. در همان حین در آنجا موضوعاتی هم برای ورزش ایران بود و چون حل شده من این خاطره را تعریف می کنم. بحث اساسنامه المپیک بود. در آن زمان به رئیس فدراسیون گفتم میخواهید صحبت کنید؟ اشارهای کرد و یک جلسه هماهنگ کردیم. در اتاقی داخل یک پارک که خانه بنیانگذار المپیک بود جلسه ای برگزار شد و صحبت هایی را کردیم. در همان ساختمان بودیم که دبیرکل ioc را ببینیم. من چون تازه از کمیته بین المللی المپیک جدا شده بودم برای برگزاری این نشست خیلی از دوستانم در این کمیته را به خط کرده بودم.یک دوستی داشتم که هنوز هم مسئول برگزاری روابط کمیتههای بین المللی المپیک است او اهل آمریکا است و با هم هم تیمی بسکتبال بودیم. گفت بیا این ایمیلی که همین الان برای ما زده شده را ببین. از ایران ایمیل زده اند که تو هیچ سمت رسمی در ایران نداری و این جلسه نباید برگزار شود. خلاصه طوری شد که به دلیل این ایمیل جلسات بعدی را برای برطرف کردن مشکل نتوانستیم برگزار کنیم.
آنا: پیگیری نکردید که چرا این ایمیل زده شده؟
حتما برای خودشان تصور درستی نداشتند. من سمت خاصی نداشتم. رئیس فدراسیون را به عنوان نقش آفیشیال بردم. جلسه دوستانه بود. الحمدالله اثر خودش را گذاشت. یکسری موضوعات تلطیفتر شد، اما همیشه این اتفاقات در ایران میافتد.
آنا: در بین ورزشی ها یک تصوری وجود دارد که سایه علی نژاد بالا سر شماست و او همیشه باعث می شود شما به سمتی برسید.
در مقطعی سعی کردند و شاید هنوز هم این فکر باشد. یک زمانی میگفتند من و آقای دکتر پسرخاله هستیم در حالی که ما رابطه نسبی و سببی نداریم. مدتی بعد آقای دکتر دائی من شد. گفتم ما رابطهای نداریم. گرچه آقای دکتر برادر بزرگتر من است. با افتخار هم همه جا گفتم آقای دکتر پسرخاله و دایی من نیست، اما برادر من است و از برادر به من نزدیکتر است. این را مطرح کردند که دو دلیل داشت. اول که دکتر علی نژاد را تضعیف کنند که ایشان پارتی بازی میکند و فامیل را آورده است. این برای مردم جذابتر است. از طرفی من را خراب میکردند. تو که کسی نبودی و هیچی نبودی و، چون فامیل دکتر بودی هستی. ما فامیل نبودیم و دکتر کسی است که الان دبیر کل کمیتههای المپیک و شایسته است و با آدمهای توانمند دوست دارد که کار کند. من هم یکی از افرادی بودم که بلندمدت با دکتر علی نژاد کار کردم. از سال ۸۶-۸۷ از طرف دکتر علی نژاد حکم دارم که مسئولیتی را به بنده سپردند. نزدیک به ۲۰ سال است که با هم کار کردیم. همیشه کمک کرده و حمایت کرده، اما حقیقتا موضوع هست. ما یکی میبینیم و برای من ناراحت کننده نیست. نظرها متفاوت است، اما ته برآیند هیچ وقت از دکتر جدا نشدم و رفاقت همیشه هست. این حرفها را میزنند چه ایرادی دارد. رفیقم است و حمایت هم باشد. اتفاقا کار تیمی در ما جدی است و دکتر خیلی به ما کمک کرد و به ووشو کمک کرد و سایه اش مثل یک پدر بزرگ است.
آنا: الان هم در ووشو سمت جهانی دارد.
هیئت رئیسه فدراسیون جهانی هستند. تنها ایرانی که ۵ دوره رئیس فدراسیون جهانی است و خیلیها زیر پای من نشستند که او را معرفی نکن و خودت برو. یک سمتی داشتیم برای یکی از کمیتهها که گفتن خودت را معرفی کن که رئیس کمیسیون بشوی. گفتم آن جایگاه برای ایران است و برای کسی نیست. من به کسانی که مدام می گفتند او را معرفی نکن می گفتم اگر الان ایشان را معرفی نکنم و کسی دیگر را معرفی کنم یا خودم را معرفی کنم آن صندلی هم از دست میدهیم. به همین دلیل پرقدرت از دکتر علی نژاد حمایت کردیم. او هم همیشه اولویت اصلی اش ایران است. دوستان چینی و خارجی میدانند که سنگ کشور خودمان را به سینه میزنیم و تعارف نداریم و بعد موضوعات دیگر.
آنا: حالا چرا شما از مدیریت فوتبال جدا شدید؟
یک اتفاقی شد که جدا شدم و به فدراسیون شنا رفتم. بعد از آن احساس کردم میلی نیست که برگردم.
آنا: چه دوره ای در فوتبال بودید؟
دوره اول آقای تاج بودم در مقطعی و با آقای کفاشیان کار کردم. در زمان آقای دادکان البته به فوتبال اضافه شدم. همه بچههای فدراسیون فوتبال من را میشناسند.
آنا: کدام یک از این مدیران بهتر بودند؟
همه زحمت میکشند.
آنا: به هر حال حتما یک نفر از این افراد استاندارد بالاتری داشته است.
فوتبال در این سالها خیلی متفاوت شده و نمیتوان یک نقطه ثابت گفت چه کسی موفقتر بوده و بهتر بوده است. هر جایی که مردم ایران خوشحالتر بودند میتوانید بگویید فوتبال ما موفقتر بوده است. فکر کنم یک اتفاق دیگر باعث شد که من به فوتبال برنگردم. نزدیک شدم که برگردم و یک مسئولیت بگیرم. بعضیها زیرآب زنی کردند.
آنا: پس به خاطر این حواشی عطای کار در فوتبال را بخشیدید؟
رشتههای دیگر را دیدم و پیش خودم گفتم بهتر است بروم و به بقیه کمک کنم. من فکر میکنم هر جایی موثرترم برایم ارزشمندتر است و اگر روزی بتوانم کمکی بکنم حتما این کار را میکنم. هر کسی از من بخواهد. بعضی وقتها موضوعاتی بوده و مشورت دادم، اما حقیقتا اینقدر حوزه منهای فوتبال جذاب است که کارهای بزرگ میتوان کرد که نادیده گرفته میشود. این تجربه ثابت کرد که با یکسری رشتههای دیگ کار کنم چون دیدم میلی نیست تا به فوتبال برگردم.
آنا: یعنی اگر موقعیتی هم پیش بیاید دیگر به فوتبال برنمی گردید؟
هیچ پیشنهاد خاصی به من نشده است.
آنا: اگر خودتان اراده کنید چه؟
شرایط به فوتبال آمدن خیلی سخت و پیچیده شده است. فکر میکنم اینجا مثمرثمرتر هستم.
آنا: دنبال این نیستید خودتان را به یک فدراسیون المپیکی ارتقا دهید؟
فعلا الان شرایط این است. واقعیت علاقهمند به دویدن دنبال سمت نیستم.
آنا: جاه طلبی ندارید؟
نه جاه طلبی ندارم. شخصا نه.
آنا: یعنی ioc هم نمی خواهید برگردید؟
خب موضوع مسئولیت در خارج داستان متفاوتی است اما کلا مسئولیت چیز سختی است. یک زمانی آدم میگوید کاش یک کوله پشتی بندازم و دربرم و نفس بکشم.
آنا: به دنبال بیزینس هستید؟
نه؛ فعلا وقت نمیکنم. دوست داشتم با همه شرایط کار کنم. مسئولیت گرفتن کار خوبی نیست.
آنا: در ایران به خصوص.
نه به این معتقد نیستم. فکر میکنم هرچه مسئولیت بیشتری بگیری سختتر میشود. هر جا بتوانی کمک کنی بهتر است. واقعا یک مقطع که کارهای مشاوره میکردم با فدراسیونهای مختلف در آرامش بیشتری بودم.
آنا: در یک دوره ای که بحث تحریم حضور کشورهای عربی در ایران در مسابقات فوتبال مطرح بود ظاهرا شما هم در جلسات حضور داشتید.
دفاع کردم که چرا ایران را تحریم کردند.
آنا: چه اتفاقاتی واقعا در این ماجرا رخ داد؟
نمیدانم چند سال ادامه پیدا کرد، اما آن مقطع یک اتفاق سختی افتاد و شرایط پیچیدهای شد. در آن پروژه مسئولیتی داشتم که چند بار در دادگاه عالی ورزش رفتیم و دفاع کردیم. آن مقطع با فدراسیون فوتبال همکاری میکردم. پروژه بزرگی بود و چون طولانی بود و پروژه ملی بود هر دو طرف خسته شدند. بخشهایی را از دست دادیم.
آنا: در آن برهه به تاج هم خیلی هجمه وارد شد که می توانست بهتر عمل کند.
به آقای تاج تبریک میگویم ان شاأالله در دوره جدیدشان موفق باشند. زحمت کشیده، اما موضوع خیلی بزرگتر از این حرفها بود و لابیهای زیادی پشت داستان بود و حقیقتا میتوانستیم داستان را جدیتر بگیریم.
آنا: در واقع از داخل ماجرا جدی پیگیری نشد؟
اگر یک مقدار جدیتر همه طرفین و دستگاههای بیرونی و داخلی برنامه ریزی دقیق تری داشتند میتوانستیم از پس کار بربیاییم. دستاوردهای خوبی هم به دست آورده بودیم. آقای دبیر کل وقت کنفدراسیون فوتبال آسیا از من خیلی ناراحت بود و دو سه بار در جلسه با او بحثم شد. از من گله کرده بود که من نگاه بالا به پائین دارم، چون من میخواستم حق ایران را بگیرم اما انصافا در آسیا به جایگاه ایران احترام میگذارند.یک بار دیگر این اتفاق افتاد درسال ۹۸؛ اما زیر بار نرفتیم و تصمیم جدی گرفتیم که بازی نکنیم. خیلی تصمیم سنگینی بود. اول فکر میکردند که شوخی است و بولوف میزنیم. یک اتفاق افتاد و دور بازیهای برگشت ایران را عقب انداختند. میتوان بهتر دفاع کرد از حق ایران.
آنا: به نظر می رسد یک وقت هایی سایه ایران ستیزی در ای اف سی و کمیته بین المللی وجود دارد.
در دیپلماسی بین الملل باید فعالتر باشیم. باید یک فرد آزاد داشته باشیم که دنبال کار برود و با این و آن حرف بزند. ما میتوانیم آدمهای مختلف داشته باشیم و حفظ شان بکنیم. مثلا در کشورهای فعال دیگر، یک آدمی همیشه هست. این آدم سالهاست که هست. اگر یک اتفاقی در ورزش ایتالیا بخواهد بیفتد اول به او میگویند. ما هنوز این شخص را نداریم. فکر میکنم کمیته ملی المپیک میتواند به این جایگاه دست پیدا کند، اما چون فدراسیونها نقشهای جدیتر و مختلفی پیدا کردند، از ظرفیت فدراسیونها میتوان استفاده کرد. هر فدراسیونی برای خود دستاورد، جایگاه و سمتی دارد. باید دیپلماسی بین الملل را در ورزش پویاتر کنیم که به نتیجه مدنظر راحتتر برسیم.
آنا: الان با باخ ارتباط خوبی دارید؟
الان ارتباط نزدیک نداریم. ایشان با ایران مشکل نداشت. اتفاقا با آقای خسروی که صحبت میکردم ایشان هم مواضع خوبی در مورد ایران گرفته بود.
آنا: مشکل ما این است که بیرون از ایران یکسری افراد داریم که علیه ایران خیلی نامه نگاری می کنند.
کمتر کشوری چنین دشمنی دارد. حقیقت این است که کمیته بین المللی المپیک درک درستی از موضوع دارند. موضوع ایران را متوجه هستند و وظیفه ما این است که موضوع ایران را شفاف و درست کنیم. مواضع درستی بگیریم و دیالوگهای موثر داشته باشیم. خیلی از موضوعات ورزش در جمعهای خصوصی حل میشود. شناخت و درک درست حتی میگوید حرف تو را میشناسم پس درست است. انجام میشود. خیلی اتفاق افتاده است. بعضیها را شاهد بودم و دیدم. باید ورزش ایران در حوزه دیپلماسی فعالتر و پویاتر باشد. یک مقدار کمک کنیم. پشت کسانی که قبلا به جایی رسیدند، بایستیم. حفظ شان کنیم. اما جای خالی زیاد داریم. در فیفا باید جایگاه خوبتری داشته باشیم. شرایط بهتری برای ما باشد. شرایط آن را داریم که به ما بدهند، اما ندادند به خاطر مسائل مختلف. باید تلاش بکنیم که بگیریم. میتوان امیدوار بود.
آنا: شما را در بالاترین سطح مدیریتی می بینیم؟
نمیتوانم بگویم میتوانید ببینید یا خیر ولی مسیر جریان دارد. اگر صادقانه بگویم دوست دارم بیشتر کمک کنم.
آنا: رویای شما چیست؟
رویای خاصی نمیتوانم بگویم. حتی همین الان که داریم صحبت میکنیم. در فدراسیون ووشو هنوز میگویند بچه است. این نگاه هنوز هست. این آدمها هستند و خیلی راحت نیست سقف برای شکافتن.
آنا: تعریفی برای خود دارید از آینده یا خیر؟
حقیقتا بیشتر به این فکر میکنم که بتوانم کسب و کار ورزشی خارج از مدیریت خودم داشته باشم. در حوزه رسانه و.
آنا: اتفاقا رسانه ای هم هستید
یک مدت همکاری میکردم. در حوزههای مارکتینگ و حوزههای این چنینی دوست دارم بتوانم این شرایط را فراهم کنم.
آنا: به رسانه دوست دارید برگردید؟
رسانهها با موضوعات مختلف درگیر میشوند و خیلی مسیرشان سخت است. نمیتوانند از پس هزینهها بربیایند. روزنامهها نیستند و سایتها اینقدر زیاد هستند منابع و سورس عوض شده و اگر یک پیج توییتر خوب داشته باشید و موضوعات را خوب مطرح کنید جای این چیزها در ورزش ایران خالی است که یک فضایی باشد که مستقلا این اجازه را پیدا کند که به چالش بکشد.الان که جایگاه دارم نمیتوانم حرف بزنم. دوست ندارم کسی در مورد من حرف بزند. اما واقعیت این است که نمیتوانی نظر خودت را بدهی.یک حقیقت دیگر اینکه اصلا وقت نمیکنم موضوعات دیگر را دنبال کنم. حتی بازیهای فوتبال و این داستانها را نمیدانم. اینقدر خودمان موضوع داریم تمام وقت و انرژیام را گذاشتم که جلو ببرم. مسئولیت سنگین است.
آنا: با زندگی شخصی خود چه می کنید؟
دو پسر دارم. یکی ۷ ساله و دیگری ۱۰ ساله؛ تمام زندگی من هستند. تمام انرژیام را میگذارم و وقت برایشان میگذارم.من نه تابیعت جایی را دارم و نه پولش را که بخواهم بچه هایم را به خارج بفرستم.
گفتگوی تفصیلی خبرگزاری آنا با رئیس فدراسیون ووشو:
صدیقی: ووشو ورزش پولدارها نیست/ از ioc برگشتم چون با افتخار میهن پرستم
۱۴۰۴/۰۱/۱۳ | ۱۹:۱۲:۲۶رئیس فدراسیون ووشو در گفت و گویی متفاوت با خبرگزاری آنا از روزهای تحصیلش در خارج از کشور و چگونگی ورودش به عرصه مدیریت صحبت کرده است
به گزارش خبرگزاری آنا، آنهایی که رشته ورزشی ووشو را دنبال می کنند با نام امیر صدیقی بهن خوبی آشنا هستند و می دانند که او در این مدتی که در این رشته بوده چه تاثیراتی داشته است اما شاید کمتر کسی است که بداند ورود امیر صدیقی به مکدیرتی ورزش با فوتباتل بوده و از معدود مدیران ورزشی است که در حوزه مدیریت در خارج از کشور تحصیلات عالی رتبه دارد و در حالی که می توانست اکنون در بالاترین سطوح مدیریتی کمیته بین المللی المپیک باشد اما ترجیح داده در ایران به کارش ادامه دهد.
خبرنگار آنا با امیر صدیقی از زوایایی که تا به حال در موردش صحبت نکرده گفت و گویی انجام داده که در زیر می خوانید:
آنا: اول از همه بگویید حال ووشو در چه وضعیتی است؟
الحمدالله حال ووشو خوب است. ووشو جوانی است بسیار شاداب و سرزنده و پرتلاش که امروز بار مسئولیت جدی از ورزش ایران را به عهده گرفته و ما خوشحال هستیم که توانسته از پس مسئولیتها و تعهداتی که باید داشته باشد، برامده و همه از آن انتظار بهترینها را دارند.
آنا: از اینکه در ووشو فعالید راضی هستید؟
الحمد الله؛ ورزش یک خوبی دارد و شاید به نظر بهترین چیزی که میتوان گفت. خیلیها میگویند چرا در کار اقتصادی نمیروی. اما ورزش لذت دارد و مزهای دارد که نتیجه کار را سریع میبینید.
آنا: اما فشار در ورزش زیاد است.
فشار زیادی است، اما اینکه یک قدم برای مردم یا یک جوان یا یک قهرمان برمی دارید نتیجه را سریع میبینید و کمتر جایی این را میبینید که باعث شور و هیجان و شعف اجتماعی شود و این خیلی ارزشمند است.
آنا: همان طور که می دانید وزیر ورزش روی مدال آوری رشته ها در بازی های آسیایی خیلی تاکید دارد. نظرتان در مورد این توقع وزیر چیست؟
فکر میکنم وزیر ورزش این توقع را از فدراسیونها داشته باشد که بهترین نتیجهها را کسب کنند، طبیعی و درست است، اما آنچه ظرفیت باشد و چه انتظاری داشته باشیم، حقیقت میشود. واقعیت این است که رقبای ما بسیار جدی هستند. در رشته ورزش ووشو اصلیت آن برای چین و منشأ آن چین است و تمام ارکان آن چین است و ایران تنها کشوری است که توانسته در برابر چین قهرمان و پیروز شود. در تمام ادوار آسیایی هم چین بیشترین مدال را در رشته ووشو به دست آورده است. رقیب ما چین است. چین در کدام رده بازیهای آسیایی قرار میگیرد؟ اول؛ ما رتبههای پائین تر. انتظار این که بتوانیم مدالی از سبد چینیها به سبد ایران بیاوریم بسیار سخت است و اگر این اتفاق بیفتد مدال ارزشمندی است.
آنا: ضمن اینکه ظاهرا در بحث داوری ها هم چین دستی بر آتش دارد؟
واقعیت این است که ما از این مسائل عبور کردیم. با توجه به کمیسیونهای بین المللی خوبی که داریم و ارتباط موثری که ایجاد شده و شناختی که آدمها به دست آورند، به راحتی نمیتوان این اتفاق را رقم زد. دنیای ورزش امروز شفافتر و شیشهایتر شده است. آن هم در میدانی مثل بازیهای آسیایی که همه چشمها آنجاست و کار سادهای نیست. در رشته کوراش که قدمت آن برای ازبکستان است تنها کشوری هستیم بعد از ازبکستان بیشترین مدال طلا را در بازیهای آسیایی و ... به دست آوردیم.
آنا: فکر می کنید ووشو بتواند در بازی های آسیایی بدرخشد؟
واقعیت این است که فدراسیون ووشو متولی دو رشته بزرگ است و یک کار را سخت می کند. یک بحث زیرساختی داریم. اعتبارات اینقدر پاسخگوی نیازهای ورزش و قهرمانی نیست. امروز یک ورزشکار حرفهای و قهرمان پرهزینهتر از قبل است. رقابت جدیتر شده و ورزش به صورت علمیتر در کشورها دنبال میشود و اگر بخواهیم به هدفی که مطرح است، برسیم راه سختی را پیش رو داریم. تصور من این است و در جلسات خصوصی گفتم اگر فدراسیون ووشو موفق بشود نتایج خود را دربازی های آسیایی هانگژو تکرار کند، بسیار موفق عمل کرده و نمره بالاتر از حد قبولی را باید بگیرد.
آنا: به نظر شما این پیشرفت حساب می شود؟
به نظر بنده پیشرفت ما حفظ نتیجه است. به خاطر اینکه رقبای ما جدیتر سرمایه گذاری میکنند.
آنا: اما وزیر ورزش که توقعات دیگری دارد؟
آقای دنیامالی آدم تیزهوشی است و خودش رئیس فدراسیون بوده و متوجه این موضوع است.حقیقت این است که شاید باید هدف گذاری اصولیتر باشد. هدف گذاری فدراسیون ووشو برای هانگژو۴ مدال بود و توانستیم سه مدال کسب کنیم و این برای ما خوب بود. چیزی که اعلام کردیم دو مدال طلا بود. بهتر از آن نتیجه گرفتیم، اما حقیقتا باید هدف را بزرگ دید و تلاش کرد.
آنا: شما این را قبول دارید که ورزش ما از یک جایی به بعد استپ کرده است؟
واقعیت نمیتوانم این جمله را تأیید کنم، اما حقیقتا ورزش ایران با تمام پتانسیلی که دارد حقش بیشتر از این حرفها است ما نیروی انسانی و علاقهمند به ورزش بسیار زیادی داریم. استعدادهای بسیار نابی داریم که آنها برای ما ستاره شدند.
آنا: شما این را نمی پذیرید که کشورهای همطراز ما مثل ازبکستان و هند در حال عبور از ما هستند؟
نسبت ظرفیت یک قرارداد است. موافقم مسیری که ازبکستان طی میکند و مسیری که چین خیلی وقت پیش شروع کرده و هند آغاز کرده است، اگر بخواهیم عقب نیفتیم باید تلاش کنیم. ولی باید دید این پیشرفت از کجا نشأت گرفت؟ رقبای ما کار کرده بودند. من به عنوان فدراسیون ووشو مدالها را از نفرات بالاتر از فدراسیون وشو به دست میآورم. این ارزشمند است و این که کاروان ایران کمک میکند جایگاه بهتری داشته باشد.هر رشتهای هم نمیتواند. به عنوان مثال عرض میکنم اگر هند رقیب ایران باشد مدالهایی که ایران در ووشو و کوراش به دست میآورد، هند به دست نمیآورد و فرصت بهتری از آنها داریم. حقیقت این است که هندیها سرمایه گذاری میکنند و الان در کوراش میلیون دلار هزینه میکنند. در ووشو سرمایه گذاری میکنند. اما یک مقدار طول میکشد که به نتیجه برسند. در ووشو کشوری مثل اندونزی بسیار زیاد سرمایه گذاری میکند و رشد کرده است.
آنا: کشورهای حاشیه خلیج فارس در ووشو چطور هستند؟
زیاد در ووشو موفق نبودند. بیشتر رقبای ما در ووشو در آسیای شرقی هستند و در کوراش آسیای میانه.
آنا: به نظر شما حال ورزش ما خوب است؟
حقیقتا واقعا ورزش را با صنعت و حتی با هنر و سینما و هر جایی که جایگاه اجتماعی ایجاد میکند، مقایسه کنید. ورزش ایران به مراتب از همه جا جلوتر است. در المپیک میتوانیم جزو ۲۰ کشور باشیم. در بازیهای آسیایی جزو ۵-۸ کشور هستیم. بعد سرانه اقتصادی آن کشورها را مقایسه کنید و سرمایه گذاری که در آن کشورها انجام میشود. میبینید واقعا در ورزش به آنها رسیدیم، اما در حوزههای دیگر که مقایسه میکنید میبینید پائینتر هستیم. با این وجود فکر میکنم تلاش زیادی در ورزش میشود و ورزش خیلی زیر ذره بین است و کوچکترین اتفاق در ورزش، خبر است. یک روز به بانک رفتم. صبح اول وقت رفتم که کارم زود انجام شود. دیدم در بانک بسته است. تعطیل نبود و با شعبه کار داشتم. دیدم پرسنل بانک بیرون ایستادند و به مدیر گفتند که چرا در را باز نمیکنی؟ گفت کرکره بالا نمیرود. ما نمیتوانیم داخل برویم. گفتم اگر این اتفاق در مجموعه من بیفتد و در فدراسیون باز نشود و حالا مثلا کرکره خراب باشد همه مینویسند و اضافه هم میشود. ورزش برای مردم شیرین است و مردم علاقه دارند. به همین خاطر ورزش خبرساز است. با جمیع جهات که نگاه کنیم ورزش جلوتر است، اما انتظار زیاد است. انتظار داریم در المپیک و بازیهای آسیایی نتایج خوبی کسب کنیم و میل به برنده شدن، زیاد است. از کودکی در بازیهای کودکانه دوست داریم برنده شویم ولی آیا این اتفاق در صنعت ما میافتد؟ فلان خودروساز ایرانی را کسی با تویوتا در ژاپن مقایسه میکنند؟ اگر کلی نگاه کنیم اوضاع بد نیست، اما اگر انتظار داریم بهتر شود به خانواده ورزش اعتماد کنیم و حمایت کنیم. دولتها حمایت جدی تری کنند. ۵ سال در فدراسیون ووشو هستم و در این ۵ سال تلاش کردم یک متر به حیاط فدراسیون ووشو اضافه کنم، اما نتوانستم. دلایل زیادی دارد. یک مقطع واقعا پیشرفت خوبی حاصل شد و تغییر مدیریت خوبی در مجموعه مدیریتی ورزش ایجاد شد، اما یکباره فضا تغییر کرد و نتوانستیم.
آنا: چرا رشته ای مثل کشتی می تواند این کار را بکند اما در رشته های دیگر مشکلات داریم؟
کشتی رشته ملی ماست. همه در خانه کشتی گرفتیم. همه فنون کشتی را میشناسیم. طبیعتا باید مورد توجه بیشتری باشد و استقبال گسترده تری داشته باشد. وقتی کشتی در المپیک میتواند به طور قطع سوار هواپیما میشود خیالتان راحت است که یک طلا در کشتی میگیریم. این ارزش دارد و باید زیرساخت آن را مقایسه کرد. ما الان فدراسیون ووشو کره را جدی میگیریم امکاناتی که دارد مثل کشتی در ایران است. امکانات و زیرساختهای ما این طور نیست که یک جایی توجه شده، پس ایراد دارد. باید همه جا مثل کشتی توجه شود. ورزش ایران نیاز دارد زیرساختها و تجهیزات مفصلتر و بهتری داشته باشد.
آنا: به خاطر همین می گویم از یک دوره به بعد ورزش در ایران دچار ایستایی شده است.
من چون سیاسی نیستم می توانم این حرف را بزنم. فکر میکنم همیشه توجه ما به ورزش در مواقع سیاسی است. هر وقت نیاز است که صحبتی کنیم و شعاری بدهیم موضوعی را مطرح کنیم از ظرفیت ورزشکاران استفاده میکنیم و بعد که تمام میشود. انتظار ما این است وقتی میگوییم حمایت. حمایت این نیست که مبلغ کمی به ما بدهند و حمایت این است که من مدیر که باید پاسخگو باشم شفاف و دقیق عمل کنم، اما دنبال پول غذا یا خرید فلان چیز نباشم که پولش را نداشته باشم. بعد از ۱۰-۱۲ سال توانستیم دو تخته فرش کالای استاندارد بین المللی دقیقا همانی که بچهها در مسابقات بین المللی در ایران بازی میکنند را به ایران بیاورم. شما نمی دانید که من چه سختیهایی تحمل کردم. بعدها هم باید پاسخگو باشم که چرا این کار را کردم. چون ریسک کردم و محصولی را با سختی فراوان وارد ایران کردم.
آنا: به چه کسی باید پاسخگو باشید؟
بالاخره فلان نهاد میآید که این را از کجا تهیه کردی و از کجا تأمین کردی و داستان خواهیم داشت. یکی از دوستان گفت شما تجهیزات دارید. شمشیر و نیزه و چوب و. گفتم یک روز سر سالن مسابقه تشریف بیاورید که به شما نشان بدهم اینها چی هستند. وقتی ورود اینها ممنوع است، چه طور باید اینها را به ایران بیاورم. در مسابقات شرکت میکنیم و خریداری میکنیم و ۵ عدد را بچهها با خودشان میآورند. آیا نیاز ایران با ۵ چوب برطرف میشود؟ نه؛ اصلا نیاز تیم ملی هم مرتفع نمیشود. بعضی از قوانین بالادستی جلوی کارهای توسعه ورزش را گرفته است و باید اصلاح شود. مثلا کفش مخصوص میخواهم، اما از نظر گمرک، کفش همان کفش است.
آنا: خب چه نهادی باید این مشکل را حل کند؟
این کار نهادهای بالادستی است و باید کاغذها را روی میز بگذارند. در خصوص همین فرش تالو باید بگویم که جنسش موکت است. آوردن موکت به ایران با وجود این همه تولیدکننده داخلی کار راحتی نیست. باید به صد نفر پاسخ بدهم و توضیح دادم که این متفاوت است.
آنا شرایط تولید موکت تالو را نداریم؟
به صرفه نیست. چون به صرفه نیست تولید کننده سرمایه گذاری نمیکند. من فدراسیون، چون پول زیادی ندارم نهایتا میتوانم هر چند سال یک بار چند تا بخرم. به فرض که ۳۰ استان بخرند. این چیزی نیست که شما هر سال بخرید. سرمایه گذاری نمیکند تا دانش آن را به دست بیاورد که چطور استفاده کند. براساس چیزی که دارد چیزی را تولید میکند. بعضا برخی از نیازهای ما را هم برطرف میکند. در برخی از استانها از فرشهایی که در ایران تولید میشود، استفاده میکند. اما حقیقتا شرکتی که تولید میکند، چون در کل دنیا تولید میکند مقرون به صرفه است. شمشیر و نیزه و ... فیبر است و به چه کسی بدهم که درست کنند و متریال فرق میکند. شاید یک شمشیر ما ۱۵۰ دلار باشد و نوع مسابقات و ... زمانی که ورزشکار فرم میزند ممکن است دسته بشکند و تمام. کلی این طور تلفات میدهیم. بچهها استرس دارند. یک خاطره هم بگویم. در میان کارآفرینان ورزش که دعوت شده بودم گفتم دغدغه من این است که زهرا کیانی که مدال نقره بازیهای آسیایی را کسب کرد دو روز قبل از مسابقه، چوب و نیزه اش در چین به دستش رسید. این خیلی بد است. اولا بسیار پرهزینه است. چون اینها مواد مصرفی است. من نمیتوانم بگویم آرامتر بزن تا چوب نشکند. ورزشکار باید راحت باشد.
آنا: پس ووشو ورزش پولدارها است:
ورزش پولداری نیست. در برخی از فرمها این طور است. افتخار میکنم ووشو بیشتر مورد توجه خانوادههای کمتر برخوردار است و بسیاری از قهرمانان از این استانها آمدند.چهارمحال و بختیاری، اصفهان و به تازگی مازندران و بعضا استانهایی مثل فارس و خوزستان افراد مختلفی داریم. حقیقتا این است که خیلی از بچهها اهل پایتخت نیستند. من باید به عنوان مسئول تلاش کنم که ورزشکار با آرامش خیال مسابقه بدهد.
آنا: ووشوکاران سفیران خوبی برای شما هستند؟
فکر میکنم بچهها با تمام تلاشی که میکنند. ستارههایی داریم، اما خیلی راه داریم برای اینکه معرفی بهتری از ووشو داشته باشیم. سال گذشته ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ بیستمین سالگرد فدراسیون ووشو را جشن گرفتیم. این فدراسیون ۲۰ ساله و جوان است و با شیب تندی توانسته مدال آوری کند و در بالا خودش را نگه دارد. این خیلی ارزشمند است. انتظارم این نیست که همه بشناسند. بچه که بودیم رزمیها کاراته میشناختند. حکمم را برای فدراسیون کاراته فرستادم که از ۵ سالگی کمربند کاراته دارم. گفتند بیارش تا داون کاراته بدهیم. گفتم نمیخواهم اما حقیقت این است جوان است و شناخته شده نیست. بچهها بیشتر ما را میشناسند تا رشته ما را.
آنا: فکر نمی کنید ووشو را به برخی حاشیه ها می شناسند؟
یک مقطع شاید بعضی وقتها اتفاق بیفتد بیشتر حواشی دورش مزه میدهد.
آنا: قبول ندارید خواهران منصوریان با توجه به فعالیتی که در فضای مجازی دارند حاشیه ساز هستند؟
در حوزه مارکتینگ یک نوع تبلیغات اینچنینی است. اینها سازماندهی شده نیست، اما به نوعی اسم شما را میشناسند. این ارزش دارد. ما جوان بودیم و کسی ما را نمیشناخت. اکت و رفتار یک ورزشکار را سریع همه تمرکز میکنند که چه اتفاقی افتاده است. یکی از دلایل کم حاشیه بودن رشتههای ماست. مثل فوتبال. اینهمه ستاره فوتبال که همه میشناسند کوچکترین کاری که میکنند یک اتفاق بزرگ است، اما اینقدر زیاد است کسی رصد نمیکند که فلان فوتبالیست در پیج خود چه گفت. اما در ووشو نفرات کم است ۲-۳ نفر حرف میزنند همه کنجکاو می شوند. بعضی اوقات که مسابقات لیگ داریم ورزشکار بدنش کپ میشود و اعصابش خراب میشود. یک قانونی است که می گویند حواست باشد که ورزشکار از رختکن بیرون میآید حرفی نزند. چون در آن لحظه حرفهایی میزند که نمیداند. در ورزش ما بیشتر. چون مبارزه میکنند، فرم سنگین میزنند و بعضی وقتها صحبتهایی میکنند که خیلی به چشم همه میآید. ۲-۳ بار مسئولین را صدا کردم و گفتم یک مقدار سعه صدر داشته باش و درک کنید که یک مبارزه سنگین انجام میدهد. دستی هم تکان داد به شما برنخورد و ناراحت نباشید. بعد از اینکه آرام شد و با شما برخورد بدی داشت میتوانید. به دفعات در رشتههای مختلف میبینید که یک اتفاقات عجیب و غریب میافتد که عادی شده است. کسی دنبال اخبار نمیرود.
آنا: در ماجرای اتفاقاتی که بعد از المپیک و صحبت های رد و بدل شده بین نعمت زاده و شهربانو منصوریان فکر نمی کنید ووشو کوچک شد؟ می دانید بین رزمی ها برخی ها احساس می کنند بزرگتر از رشته دیگری هستند و برخی رشته ها هم که در المپیک نیستند.نعمت زاده این مقایسه را انجام داد.
بقیه رشته های ورزشی هم که هستند مدال نمیآورند.در رزمی ها فقط یک رشته است که در المپیک مدال بیاورد که واقعا افتخار کردیم و تشویق میکردم و تبریک گفتیم و دوست داریم. ورزشکاران گاهی اوقات از نگاه خودشان موضوع را میبینند و این موضع میتواند نگاه فدراسیون و یا یک خانواده نباشد.
آنا: من یادم نمی آید که در خانواده تکواندو کسی نعمت زاده را بابت صحبت هایش در مورد ووشو سرزنش کند.
نمیدانم؛ چیزی که دنبال کردم و در آن لحظه دیدم احساسم این بود که ورزشکار در معرض مقایسه قرار گرفته و این واکنشی بود که دو ورزشکار با هم داشتند. نمیتوان به اسم تکواندویا به اسم ووشو تمامش کرد. هر دو نفر ورزشکار و قهرمان و افتخار آفرین هستند. به نظرم هر کسی در هر میدانی میتواند پرچم ایران را به اهتزاز درآورد و مردم و شهر و مملکت خودش را خوشحال کند، قابل ستایش است. هر دو افتخارآفرینی کردند. موضوع چیزی بود که از فضای مجازی آمد و بحث مدرک تحصیلی و اینها بود و بعدها به بحث دو ورزشکار کشیده شد و قبلا جایی دیگر ترند شده بود. بعضا این جور واکنشها نمک ورزش است و اتفاقی نمیافتد. در انتها با هم رفیق هستند و همدیگر را دعوت میکنند و شام میخورند. این اتفاق هم افتاده است. خانم مداح یک صحبت هایی کرده بود بنابراین دوستی وجود دارد. هیجان بالا بوده و در آن لحظه شاید درست بیان نشده است. این نقد را به بعضی از بچهها در سوشیال مدیا دارم. هر بار که چیزی را مطرح میکنید یک بار مزه مزه کنید با یک بزرگتر یا مشاور مشورت کنید و بعد شروع به ضبط ویدئو کنید. چون ممکن است حواشی داشته باشد که اصلا مدنظر شما نبوده، اما چون حاشیه ساز شده نمیتوانید کاری بکنید.
آنا: بگذریم. رزومه شما در مدیریت خیلی جاب صحبت دارد. مسئولیت های بین المللی زیادی داشتید و جالب است که کار را هم با فوتبال شروع کردید.
ورزش را با فوتبال شروع کردم. به عنوان یک مدیر در ابتدا کارمند وررزش بودم.
آنا: شما در ۱۸ سالگی وارد عرصه مدیریت شدید.
در حقیقت داور فوتبال بودم. در همان زمان که دانشجو بودم همکاری را با فدراسیون فوتبال شروع کردم برای سازماندهی رویدادهای ورزشی. در خیلی از رویدادها بودم.
آنا: چطور شما را در ۱۸ سالگی پذیرفتند؟
کم کم؛ من مترجم ساده بودم. یک تماسی با من گرفتند که زبان بلد هستی؟ گفتند یک تیم داریم که شما به عنوان مترجم در تیم باش. داور فوتبال بودم و علاقه مندی اش به وجود آمده بود. با تیم ملی جوانان ژاپن حدودا ۲۰-۲۵ روز در ایران به عنوان مترجم و همراهشان بودم. کم کم به من گفتند نیروی قابل اعتمادی هستی و میتوان دوباره کار کرد. روزی ۷ هزار تومان حقوق میگرفتم و خیلی ناچیز بود. ۱۰ دلار بود. رشد من پله پله بود. همه جای ورزش بودم. یکی از دلایل علاقه مندی به حوزههای بین الملل، تعاملات با آدمهای بین المللی بود. ناظر و مسئول میآمد و کم کم کمک کردند و اعتماد ایجاد شد و همراه مسئولین فیفا بودم و بعدها یاد گرفتم. وقتی با آدمهای بزرگتر مینشینی و در جمع شان هستی، چون آدمهای بین المللی و از کشورهای دیگر هستند جلسات مهم میگذاشتند و من فرد جوان که ترجمه میکردم و یاد گرفتم که چطور آنها را مدیریت کنم. باید حواست باشد که ماشین کی میآید. جلسه برسد و صبحانه را سر ساعت بخورد و تو آدمی بیرونی هستی و در تیم آنها نیستی و بومی هستی و سخت بتوانی ارتباط موثر برقرار کنی.
آنا: چه چیزی از آنها یاد گرفتید؟
آقای پیترولاپان دبیرکل فدراسیون فوتبال آسیا بود. با یک گروهی آمده بودند برای پروژه ویژن آسیا توسعه فوتبال آسیا. جزو پروژههایی بود که برای توسعه فوتبال طراحی کرده بود که به کشورها برای توسعه فوتبال کمک میکردند. این پروژه در ایران از صفهان و شیراز شروع شد و بعدها همدان، قزوین و تهران و ... بزرگتر شد و اینها سعی میکردند فوتبال را از پایه درست کنند. این جالب بود که یک نهاد بین المللی آمده بود از خیلی پائین آموزش میداد. موضوعات آموزشی بسیار جدی که در سطح بالا هم به عنوان مسئول ورزشی اطلاع نداشته باشید به یک هیئت فوتبال شهرستان آموزش میدادند. مدرس خیلی خوب بود. همنشینی و حضور در این کلاسها برای من جذاب بود و علاقهمند بودم و دنبال میکردم. ولاپان با اینکه سنش زیاد بود خیلی مردم دار بود. حواسش به تیم بود و چشمش بود که همه باشند حتی کوچکترین فرد تیم. بعدا بر اثر یک اتفاقی به شنا آمدم و در فدراسیون شنا ماندم. بی تعارف احساس کردم باید بیشتر بدانم. احساس کردم باید بهتر از این باشم. این مسئولیت را دارم، اما این نباشد که در اینجا باشم. برای ادامه تحصیل به سوئیس رفتم. اتفاقا رشتهای که خواندم مدیریت فیفا مستر زیر نظر فیفا است، اما در حقیقت زیر نظر مرکز آموزش بین المللی جهانی سوئیس است. یک رشته بین کشوری ایتالیا، سوئیس و انگلستان است. ۱۰ سال است که به صورت پیوسته بهترین رشته مدیریتی ورزش در اروپا شناخته میشود.
آنا: شما بالاترین مدرکش را گرفتید؟
فوق لیسانس مدیریت ورزشی گرفتم. سه سال اپلای کردم. خیلی گران بود و من را بورسیه کردند. در آن زمان نوشته بودند که تلفن ثابت بنویسید که به شما زنگ بزنیم. همیشه چشمم به تلفن دفترم بود. یک بار زنگ خورد. پروفسور فلانی و پروفسور فلانی نشستند که یکی از پروفسورها رئیس کمیته حقوقی ioc است و یکی از پروفسورها که دوست خوب ماست مسئول توسعه علمی عربستان است. یک بورسیه سنگینی برای بحث علمی هم گذاشته اند. آدم خوبی را انتخاب کردند. پروفسور ایتالیایی است و در کارش خبره است. خلاصه آن تماس در وسط ساعت کاری گرفته شده بود و به من گفتند می توانی صحبت کنی و من گفتم نیم ساعت دیگر تماس بگیرید. می خواستم کمی به خودم بیایم.
آنا: آن موقع چه سمتی داشتید؟
در آن زمان دبیر فدراسیون شنا بودم.
آنا: و بعد چه شد؟
زنگ زدند و گفتند یک چیزی در رزومه شما ما را جذب کرد که شما سه سال پیاپی اپلای کرده ای و سه سال مدرک فرستادی و هر سال جیاگاه علمی ات بالاتر رفته است. برای افتتاحیه کلاس که رفتم همه خودشان را معرفی میکردند. خیلی سمتهای اداری و رسمی مثل ما نداشتند.من وقتی خودم و جایگاه هایی که در ایران داشتم را توضیح دادم خیلی ها فکر می کردند که من دروغ می گویم اما پروفسور گفت درست میگوید و ما رزومه او را چک کردیم. این تلاش کردن و میل به بهتر شدن کمک میکند که مسیر را بروید.
آنا: چرا در ioc نماندید؟
با افتخار میهن پرستم. نمیتوانم در موضوعات ملی خودم را کنترل کنم. خیلی دغدغه ایران را داشتم و احساس کردم میتوانم کمک کنم.
آنا: اما در آنجا می توانستید موقعیت خوب و حقوق خوبی داشته باشید؟
انصافا حقوق خوبی داشتم و جای خوبی بودم.
آنا: مسئله این است که برای مدیران ورزشی رسیدن به جایی مثل ioc هدف نهایی می تواند باشد.
فکر میکردم میتوانم وقتی برگردم یک اتفاق و کمک بیشتری کنم.تصورم آن موقع این طور بود.
آنا: الان پشیمان نیستید؟
پشیمان نیستم، اما برگشتم یک مقطع طولانی انتظار داشتم بیشتر مرا بپذیرند.
آنا: افسرده شدید؟
نه افسرده نشدم. من با تجربه گرانبهایی آمده بودم. مثلا ۷-۸ نفر از همکلاسیهای من در آن دوران تحصیلم اکنون در فیفا و کمیته بین المللی المپیک کار می کنند. یکی از آنها که از من پایین تر هم بود وقتی برگشت یک سمت جدی در کشور خودش گرفت. حالا وقتی من برگشتم یکی از مسئولان ورزش حرفی به من زد که هیچ وقت یادم نمی رود.من گفتم در حوزه بین الملل دوستانی دارم و میتوانند به ما کمک کنند. او به من مثال سفرا را زد ( البته نمی دانم مثل درستی زد یا نه )و گفت دوستان سفیر وقتی از یک کشوری برمی گردند به طور رسم و عرفی که بین سفرا وجود دارد آنها را عالیجناب صدا میکنند.بنابراین وقتی سفرا به ایران بر میگردند در یک حال و هوا و فضای این شکلی هستند. یک اتاقی در وزارتخانه است که یک صندلی و روزنامه دارد. این سفرای از خارج برگشته را یک مدت در آنجا میگذارند تا از آن فضایی که قرار گرفته اند خارج شود حالا حکایت تو و بازگشتت از ioc است. حالا آمدی و فکر کردی چه خبر است.
آنا: این مسئول ورزش آن زمان در کمیته بود یا وزارت؟
مهم نیست اما من توقف نکردم. اینها دل خودم بود. من به ایران آمده بودم و مراسمی گرفته شده بود به مناسبت محمد نصیری المپین وزنه بردار ما و قرار بود تماشا آیان هم به ایران بیاید. از من خواستند که چون به قواعد بین المللی آشنا هستی در این مراسم شرکت کن. آن زمان یک بحث انتخاباتی جدی در وزنه برداری بود.اصلا بحث همکاری من با فدراسیون وزنه برداری از همان جا شروع شد. یک مراسمی بود برای بازگردادن مدال نقره المپیک محمد نصیری. ظاهرا چند وقت قبل تر در اثاث کشی یا دزدی مدالش را برده یا گم کرده بود. بعد از این ماجرا یک ایرانی هزینه کرده بود و این مدال را در سایتی اورجینالش را خریده بود و مراسم برای این بود که مدال ایشان را پس بدهند. محمد نصیری در پائین سن نشست، به او گفتم میخواهی مدال را جایی بگذاریم که کسی ندزدد. گفت کجا؟ گفتم ببریم موزه المپیک لوزان.در لوزان موزه خوبی ساخته شده و در زمانی که من در آنجا بودم ساخته شد. گفتم اجازه میدهید من پیگیری کنم با رئیس فدراسیون صحبت کردم و گفتند اگر میتوانی انجام بده. به دوستانم زنگ زدم و گفتم چنین مدالی است، مدال هم که خیلی قدیمی و تاریخی است، آنها روی هوا گفتند احسنت. در ایران اما باور نمیکردند که من دعوتنامه را بگیرم.
این دعوتنامه را آقای باخ امضا کرده بود و سه دعوتنامه فرستادند که از شما دعوت میکنیم تشریف بیاورید و مدال را بدهید.در ایران خیلی ها تا آخرین لحظه هم فکر نمیکردند که این ماجرا راست باشد. من خودم هم استرس داشتم اما وقتی به فرودگاه رسیدیم استقبال جالبی کردند.خود نصیری فکر نمی کرد این قدر موضوع جدی باشد. همه بچههای کوچک را مدرسه جمع کرده بودند و گفتند ایشان قهرمان المپیک است و میخواهد مدال را بدهد. جالب است که ما به سفارت هم گفته بودیم بیایند چون اتفاق بزرگی بود اما آنها فقط یک نماینده فرستاده بودند و موضوع را جدی نگرفته بودند. بعدا به آنها گفتم چرا شما نیامدید گفتند باور نمیکردیم اینقدر شما جدی گرفته باشید! در هر صورت مراسم خوبی برای اهدای مدال گرفته شد و اتفاقا ویدئوی خوبی از ایشان گرفتند و در آرشیو المپیک هم هست.
با افتخار لوح سپاس دادند و فلان مدیر موزه تشکر کرد. در همان حین در آنجا موضوعاتی هم برای ورزش ایران بود و چون حل شده من این خاطره را تعریف می کنم. بحث اساسنامه المپیک بود. در آن زمان به رئیس فدراسیون گفتم میخواهید صحبت کنید؟ اشارهای کرد و یک جلسه هماهنگ کردیم. در اتاقی داخل یک پارک که خانه بنیانگذار المپیک بود جلسه ای برگزار شد و صحبت هایی را کردیم. در همان ساختمان بودیم که دبیرکل ioc را ببینیم. من چون تازه از کمیته بین المللی المپیک جدا شده بودم برای برگزاری این نشست خیلی از دوستانم در این کمیته را به خط کرده بودم.یک دوستی داشتم که هنوز هم مسئول برگزاری روابط کمیتههای بین المللی المپیک است او اهل آمریکا است و با هم هم تیمی بسکتبال بودیم. گفت بیا این ایمیلی که همین الان برای ما زده شده را ببین. از ایران ایمیل زده اند که تو هیچ سمت رسمی در ایران نداری و این جلسه نباید برگزار شود. خلاصه طوری شد که به دلیل این ایمیل جلسات بعدی را برای برطرف کردن مشکل نتوانستیم برگزار کنیم.
آنا: پیگیری نکردید که چرا این ایمیل زده شده؟
حتما برای خودشان تصور درستی نداشتند. من سمت خاصی نداشتم. رئیس فدراسیون را به عنوان نقش آفیشیال بردم. جلسه دوستانه بود. الحمدالله اثر خودش را گذاشت. یکسری موضوعات تلطیفتر شد، اما همیشه این اتفاقات در ایران میافتد.
آنا: در بین ورزشی ها یک تصوری وجود دارد که سایه علی نژاد بالا سر شماست و او همیشه باعث می شود شما به سمتی برسید.
در مقطعی سعی کردند و شاید هنوز هم این فکر باشد. یک زمانی میگفتند من و آقای دکتر پسرخاله هستیم در حالی که ما رابطه نسبی و سببی نداریم. مدتی بعد آقای دکتر دائی من شد. گفتم ما رابطهای نداریم. گرچه آقای دکتر برادر بزرگتر من است. با افتخار هم همه جا گفتم آقای دکتر پسرخاله و دایی من نیست، اما برادر من است و از برادر به من نزدیکتر است. این را مطرح کردند که دو دلیل داشت. اول که دکتر علی نژاد را تضعیف کنند که ایشان پارتی بازی میکند و فامیل را آورده است. این برای مردم جذابتر است. از طرفی من را خراب میکردند. تو که کسی نبودی و هیچی نبودی و، چون فامیل دکتر بودی هستی. ما فامیل نبودیم و دکتر کسی است که الان دبیر کل کمیتههای المپیک و شایسته است و با آدمهای توانمند دوست دارد که کار کند. من هم یکی از افرادی بودم که بلندمدت با دکتر علی نژاد کار کردم. از سال ۸۶-۸۷ از طرف دکتر علی نژاد حکم دارم که مسئولیتی را به بنده سپردند. نزدیک به ۲۰ سال است که با هم کار کردیم. همیشه کمک کرده و حمایت کرده، اما حقیقتا موضوع هست. ما یکی میبینیم و برای من ناراحت کننده نیست. نظرها متفاوت است، اما ته برآیند هیچ وقت از دکتر جدا نشدم و رفاقت همیشه هست. این حرفها را میزنند چه ایرادی دارد. رفیقم است و حمایت هم باشد. اتفاقا کار تیمی در ما جدی است و دکتر خیلی به ما کمک کرد و به ووشو کمک کرد و سایه اش مثل یک پدر بزرگ است.
آنا: الان هم در ووشو سمت جهانی دارد.
هیئت رئیسه فدراسیون جهانی هستند. تنها ایرانی که ۵ دوره رئیس فدراسیون جهانی است و خیلیها زیر پای من نشستند که او را معرفی نکن و خودت برو. یک سمتی داشتیم برای یکی از کمیتهها که گفتن خودت را معرفی کن که رئیس کمیسیون بشوی. گفتم آن جایگاه برای ایران است و برای کسی نیست. من به کسانی که مدام می گفتند او را معرفی نکن می گفتم اگر الان ایشان را معرفی نکنم و کسی دیگر را معرفی کنم یا خودم را معرفی کنم آن صندلی هم از دست میدهیم. به همین دلیل پرقدرت از دکتر علی نژاد حمایت کردیم. او هم همیشه اولویت اصلی اش ایران است. دوستان چینی و خارجی میدانند که سنگ کشور خودمان را به سینه میزنیم و تعارف نداریم و بعد موضوعات دیگر.
آنا: حالا چرا شما از مدیریت فوتبال جدا شدید؟
یک اتفاقی شد که جدا شدم و به فدراسیون شنا رفتم. بعد از آن احساس کردم میلی نیست که برگردم.
آنا: چه دوره ای در فوتبال بودید؟
دوره اول آقای تاج بودم در مقطعی و با آقای کفاشیان کار کردم. در زمان آقای دادکان البته به فوتبال اضافه شدم. همه بچههای فدراسیون فوتبال من را میشناسند.
آنا: کدام یک از این مدیران بهتر بودند؟
همه زحمت میکشند.
آنا: به هر حال حتما یک نفر از این افراد استاندارد بالاتری داشته است.
فوتبال در این سالها خیلی متفاوت شده و نمیتوان یک نقطه ثابت گفت چه کسی موفقتر بوده و بهتر بوده است. هر جایی که مردم ایران خوشحالتر بودند میتوانید بگویید فوتبال ما موفقتر بوده است. فکر کنم یک اتفاق دیگر باعث شد که من به فوتبال برنگردم. نزدیک شدم که برگردم و یک مسئولیت بگیرم. بعضیها زیرآب زنی کردند.
آنا: پس به خاطر این حواشی عطای کار در فوتبال را بخشیدید؟
رشتههای دیگر را دیدم و پیش خودم گفتم بهتر است بروم و به بقیه کمک کنم. من فکر میکنم هر جایی موثرترم برایم ارزشمندتر است و اگر روزی بتوانم کمکی بکنم حتما این کار را میکنم. هر کسی از من بخواهد. بعضی وقتها موضوعاتی بوده و مشورت دادم، اما حقیقتا اینقدر حوزه منهای فوتبال جذاب است که کارهای بزرگ میتوان کرد که نادیده گرفته میشود. این تجربه ثابت کرد که با یکسری رشتههای دیگ کار کنم چون دیدم میلی نیست تا به فوتبال برگردم.
آنا: یعنی اگر موقعیتی هم پیش بیاید دیگر به فوتبال برنمی گردید؟
هیچ پیشنهاد خاصی به من نشده است.
آنا: اگر خودتان اراده کنید چه؟
شرایط به فوتبال آمدن خیلی سخت و پیچیده شده است. فکر میکنم اینجا مثمرثمرتر هستم.
آنا: دنبال این نیستید خودتان را به یک فدراسیون المپیکی ارتقا دهید؟
فعلا الان شرایط این است. واقعیت علاقهمند به دویدن دنبال سمت نیستم.
آنا: جاه طلبی ندارید؟
نه جاه طلبی ندارم. شخصا نه.
آنا: یعنی ioc هم نمی خواهید برگردید؟
خب موضوع مسئولیت در خارج داستان متفاوتی است اما کلا مسئولیت چیز سختی است. یک زمانی آدم میگوید کاش یک کوله پشتی بندازم و دربرم و نفس بکشم.
آنا: به دنبال بیزینس هستید؟
نه؛ فعلا وقت نمیکنم. دوست داشتم با همه شرایط کار کنم. مسئولیت گرفتن کار خوبی نیست.
آنا: در ایران به خصوص.
نه به این معتقد نیستم. فکر میکنم هرچه مسئولیت بیشتری بگیری سختتر میشود. هر جا بتوانی کمک کنی بهتر است. واقعا یک مقطع که کارهای مشاوره میکردم با فدراسیونهای مختلف در آرامش بیشتری بودم.
آنا: در یک دوره ای که بحث تحریم حضور کشورهای عربی در ایران در مسابقات فوتبال مطرح بود ظاهرا شما هم در جلسات حضور داشتید.
دفاع کردم که چرا ایران را تحریم کردند.
آنا: چه اتفاقاتی واقعا در این ماجرا رخ داد؟
نمیدانم چند سال ادامه پیدا کرد، اما آن مقطع یک اتفاق سختی افتاد و شرایط پیچیدهای شد. در آن پروژه مسئولیتی داشتم که چند بار در دادگاه عالی ورزش رفتیم و دفاع کردیم. آن مقطع با فدراسیون فوتبال همکاری میکردم. پروژه بزرگی بود و چون طولانی بود و پروژه ملی بود هر دو طرف خسته شدند. بخشهایی را از دست دادیم.
آنا: در آن برهه به تاج هم خیلی هجمه وارد شد که می توانست بهتر عمل کند.
به آقای تاج تبریک میگویم ان شاأالله در دوره جدیدشان موفق باشند. زحمت کشیده، اما موضوع خیلی بزرگتر از این حرفها بود و لابیهای زیادی پشت داستان بود و حقیقتا میتوانستیم داستان را جدیتر بگیریم.
آنا: در واقع از داخل ماجرا جدی پیگیری نشد؟
اگر یک مقدار جدیتر همه طرفین و دستگاههای بیرونی و داخلی برنامه ریزی دقیق تری داشتند میتوانستیم از پس کار بربیاییم. دستاوردهای خوبی هم به دست آورده بودیم. آقای دبیر کل وقت کنفدراسیون فوتبال آسیا از من خیلی ناراحت بود و دو سه بار در جلسه با او بحثم شد. از من گله کرده بود که من نگاه بالا به پائین دارم، چون من میخواستم حق ایران را بگیرم اما انصافا در آسیا به جایگاه ایران احترام میگذارند.یک بار دیگر این اتفاق افتاد درسال ۹۸؛ اما زیر بار نرفتیم و تصمیم جدی گرفتیم که بازی نکنیم. خیلی تصمیم سنگینی بود. اول فکر میکردند که شوخی است و بولوف میزنیم. یک اتفاق افتاد و دور بازیهای برگشت ایران را عقب انداختند. میتوان بهتر دفاع کرد از حق ایران.
آنا: به نظر می رسد یک وقت هایی سایه ایران ستیزی در ای اف سی و کمیته بین المللی وجود دارد.
در دیپلماسی بین الملل باید فعالتر باشیم. باید یک فرد آزاد داشته باشیم که دنبال کار برود و با این و آن حرف بزند. ما میتوانیم آدمهای مختلف داشته باشیم و حفظ شان بکنیم. مثلا در کشورهای فعال دیگر، یک آدمی همیشه هست. این آدم سالهاست که هست. اگر یک اتفاقی در ورزش ایتالیا بخواهد بیفتد اول به او میگویند. ما هنوز این شخص را نداریم. فکر میکنم کمیته ملی المپیک میتواند به این جایگاه دست پیدا کند، اما چون فدراسیونها نقشهای جدیتر و مختلفی پیدا کردند، از ظرفیت فدراسیونها میتوان استفاده کرد. هر فدراسیونی برای خود دستاورد، جایگاه و سمتی دارد. باید دیپلماسی بین الملل را در ورزش پویاتر کنیم که به نتیجه مدنظر راحتتر برسیم.
آنا: الان با باخ ارتباط خوبی دارید؟
الان ارتباط نزدیک نداریم. ایشان با ایران مشکل نداشت. اتفاقا با آقای خسروی که صحبت میکردم ایشان هم مواضع خوبی در مورد ایران گرفته بود.
آنا: مشکل ما این است که بیرون از ایران یکسری افراد داریم که علیه ایران خیلی نامه نگاری می کنند.
کمتر کشوری چنین دشمنی دارد. حقیقت این است که کمیته بین المللی المپیک درک درستی از موضوع دارند. موضوع ایران را متوجه هستند و وظیفه ما این است که موضوع ایران را شفاف و درست کنیم. مواضع درستی بگیریم و دیالوگهای موثر داشته باشیم. خیلی از موضوعات ورزش در جمعهای خصوصی حل میشود. شناخت و درک درست حتی میگوید حرف تو را میشناسم پس درست است. انجام میشود. خیلی اتفاق افتاده است. بعضیها را شاهد بودم و دیدم. باید ورزش ایران در حوزه دیپلماسی فعالتر و پویاتر باشد. یک مقدار کمک کنیم. پشت کسانی که قبلا به جایی رسیدند، بایستیم. حفظ شان کنیم. اما جای خالی زیاد داریم. در فیفا باید جایگاه خوبتری داشته باشیم. شرایط بهتری برای ما باشد. شرایط آن را داریم که به ما بدهند، اما ندادند به خاطر مسائل مختلف. باید تلاش بکنیم که بگیریم. میتوان امیدوار بود.
آنا: شما را در بالاترین سطح مدیریتی می بینیم؟
نمیتوانم بگویم میتوانید ببینید یا خیر ولی مسیر جریان دارد. اگر صادقانه بگویم دوست دارم بیشتر کمک کنم.
آنا: رویای شما چیست؟
رویای خاصی نمیتوانم بگویم. حتی همین الان که داریم صحبت میکنیم. در فدراسیون ووشو هنوز میگویند بچه است. این نگاه هنوز هست. این آدمها هستند و خیلی راحت نیست سقف برای شکافتن.
آنا: تعریفی برای خود دارید از آینده یا خیر؟
حقیقتا بیشتر به این فکر میکنم که بتوانم کسب و کار ورزشی خارج از مدیریت خودم داشته باشم. در حوزه رسانه و.
آنا: اتفاقا رسانه ای هم هستید
یک مدت همکاری میکردم. در حوزههای مارکتینگ و حوزههای این چنینی دوست دارم بتوانم این شرایط را فراهم کنم.
آنا: به رسانه دوست دارید برگردید؟
رسانهها با موضوعات مختلف درگیر میشوند و خیلی مسیرشان سخت است. نمیتوانند از پس هزینهها بربیایند. روزنامهها نیستند و سایتها اینقدر زیاد هستند منابع و سورس عوض شده و اگر یک پیج توییتر خوب داشته باشید و موضوعات را خوب مطرح کنید جای این چیزها در ورزش ایران خالی است که یک فضایی باشد که مستقلا این اجازه را پیدا کند که به چالش بکشد.الان که جایگاه دارم نمیتوانم حرف بزنم. دوست ندارم کسی در مورد من حرف بزند. اما واقعیت این است که نمیتوانی نظر خودت را بدهی.یک حقیقت دیگر اینکه اصلا وقت نمیکنم موضوعات دیگر را دنبال کنم. حتی بازیهای فوتبال و این داستانها را نمیدانم. اینقدر خودمان موضوع داریم تمام وقت و انرژیام را گذاشتم که جلو ببرم. مسئولیت سنگین است.
آنا: با زندگی شخصی خود چه می کنید؟
دو پسر دارم. یکی ۷ ساله و دیگری ۱۰ ساله؛ تمام زندگی من هستند. تمام انرژیام را میگذارم و وقت برایشان میگذارم.من نه تابیعت جایی را دارم و نه پولش را که بخواهم بچه هایم را به خارج بفرستم.
انتهای پیام/